پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون) ؛ ص127


پاکدشت و  ورامین‏


محمد ابو الفضلى آمنه گلستانى، مریم کشاورزیان‏

شهرستان پاکدشت یکى از شهرستان‏هاى استان تهران است. این شهرستان در جنوب شرقى شهرستان تهران در حاشیه جاده ترانزیتى تهران- مشهد قرار دارد و مرکز آن شهر پاکدشت است. ابتداى این شهرستان شهرک فرون‏آباد و انتهاى آن شهرک صنعتى على‏آباد قرار دارد. بنا بر آخرین تقسیمات کشورى مشتمل بر دو شهر و دو بخش به نام‏هاى بخش مرکزى و شریف‏آباد و 64 روستا است که پراکنده در این دو بخش واقع شده‏اند. در این گفتار به بررسى بخشى از 

میراث پزشکى سنتى این منطقه 


مى پردازیم.


بیمارى‏هاى جسمى‏


سردرد


براى درمان سردرد متداول‏ترین روش بادکش کردن پیشانى است که به وسیله استکانى کوچک پیشانى فرد بیمار بادکش مى‏شود.

- نمک نیز براى درمان سردرد مفید است که آن را روى پیشانى مى‏مالند و براى تسکین اعصاب از جوشانده گل گاوزبان استفاده مى‏شود.

چشم‏درد

اگر گرد و غبار داخل چشم رفته باشد، چشم را با چاى تازه‏دم شست‏وشو مى‏دهند. براى ضعف بینایى نیز از بخور جگر سفید نیم‏پخته استفاده مى‏شود.

دل‏درد

اگر ناشى از سردى باشد، با خوردن غذاها و عرقیات گرم درمان مى‏شود. دم‏کرده پونه، عرق نعنا و نبات گرم هستند و دل‏درد را برطرف مى‏کنند. براى درمان دل‏درد زنان زائو و دل‏درد عادت ماهیانه، زیره و گلپر بسیار مفید است. علاوه بر آن جوشانده گل گاوزبان، آویشن یا اوشم(ows ?am) و شیره شیرین‏بیان یا موئینه(muine) در درمان دل‏درد مفید است.

معده‏درد

جوشانده شیرین‏بیان براى درمان معده درد کاربرد فراوانى دارد. عرق نعنا نیز مفید است.

اسهال‏

براى فردى که به اسهال دچار شده است مناسب‏ترین دارو خاکشیر است، البته در این گونه مواقع خاکشیر با آب سرد و نبات مخلوط مى‏شود. خوردن چند دانه اسفند همچنین کته‏ماست نیز مفید است. و

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 128

یا تخم‏مرغ آب‏پز سفت‏شده را به همراه نعنا به بیمار مى‏دهند. راه دیگر درمان این بیمارى این است که یک انار شیرین یا انار سیاه را در آتش مى‏اندازند. زمانى که کاملا پخته شد، محتویات آن را به مریض مى‏دهند.

[یبوست‏]

یبوست‏

را با خاکشیر و آب گرم و قند درمان مى‏کنند.

دندان‏درد

دود گیاه خودرویى به نام انگور سگک (تاجزیرى) بسیار مؤثر است به طورى که کرم دندان مى‏ریزد. همچنین نوشیدن دم کرده چاى کوهى ناشتا مفید است، و یا کمى زاغ (زاج) سفید روى دندان مى‏گذاشتند و براى رفع آبسه کمى کتیرا در سوراخ دندان مى‏ریختند.

- علاوه بر آن لپه باقالى را کوبیده و با آب پونه مخلوط مى‏کردند، آن را روى دندان قرار مى‏دادند تا عفونت آن را بیرون بکشد.

- براى درمان دندان‏درد، غرغره کردن با آب و نمک نیز متداول بوده است.

- بعد از کشیدن دندان نیز براى تسکین، گوشت کباب شده روى آن قرار مى‏دهند.

درد گوش‏

براى درمان گوش‏درد کودکان بیشتر از دود سیگار استفاده مى‏شده و مخلوط پى و زردچوبه بیشتر براى افراد بزرگسال استفاده مى‏شده که آن را در گوش فرد بیمار قرار مى‏دادند.

سنگ کلیه‏

عرق خارشتر و ترب سیاه براى افتادن سنگ کلیه مفید است. همچنین پوست سنگدان مرغ، یا آهو و یا بره را خشک کرده سپس آن را آرد مى‏کنند و از آن براى درمان استفاده مى‏کنند. آب پوست خربزه نیز براى درمان این مرض مفید است.

سنگ صفرا و سنگ مثانه‏

براى درمان این بیمارى‏ها نیز از سنگدان مرغ یا بره و یا از آب پوست خربزه استفاده مى‏شود.

سرماخوردگى‏

- به بیمار دود پشگل ماچه‏الاغ مى‏دهند و پس از سه روز به او ترشى مى‏دهند که به اصطلاح سرماخوردگى را ببرد، شیر الاغ سیاه نیز براى سرماخوردگى مفید است.

- جوشانده چهارگل نیز براى درمان مفید است.

- از انار پخته نیز براى درمان سرماخوردگى استفاده مى‏شود.

- براى رفع گرفتگى بینى بچه تکه‏اى کدو تنبل را بریده و سوراخ مى‏کنند و با نخ به گردن بچه مى‏آویزند. براى پایین آوردن تب از جوشانده گل ختمى، آب شاه‏تره، جوشانده تخم خرفه(xorfe) ، کاسنى و برگ بید استفاده مى‏شود.

سینه‏پهلو

براى درمان شخص مریض را لخت کرده و پوست بز به تن او مى‏کردند. دم کرده بارهنگ و گل گاوزبان نیز براى درمان مفید است.

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 129

سیاه‏سرفه‏

یک روش درمان خوردن انار سیاه پخته شده است و روش دیگر خوردن شیر الاغ سیاه.

قند خون‏

براى پایین آوردن قند خون، شنبلیله را خشک کرده و آن را با ماست مخلوط کرده و مى‏خورند و یا اینکه آن را بو مى‏دهند.

بیمارى‏هاى مربوط به پوست و مو دمل‏

براى خارج کردن چرک داخل دمل خمیر قند درست مى‏کنند. خمیر قند مخلوط آرد و قند است که آن را روى محل مورد نظر قرار داده و با پارچه‏اى مى‏بندند. همچنین دمل را با عرق و یا شیره گز شست‏وشو مى‏دهند. طرز تهیه شیره گز به این صورت است که گز را روى آتش قرار داده و وقتى به دود نشست یک شاخه آن را بلند کرده، ظرفى زیر آن قرار مى‏دهند تا شیره آن به داخل ظرف بچکد.

کهیر

براى درمان کهیر، لجن لب جوى یا آب شاه‏تره بر بدن مى‏مالیدند و گاهى مقدارى آب شاه‏تره مى‏خورند.

خارش‏

براى درمان خارش بدن و حساسیت، سدر را با آب خیس کرده و بر تن مى‏مالیدند خاصیت سدر خنک بودن آن است.

پوست‏

عرق شاه‏تره و عرق بابونه براى پوست بسیار مفید هستند.

کچلى‏

براى درمان، محل زخم را مى‏تراشیدند تا به خون بیفتد، سپس قره‏قروت (ساج) را گرم کرده روى زخم مى‏مالیدند. این عمل چند بار تکرار مى‏شد تا معالجه انجام شود، البته دیگر جاى آن مو نمى‏رویید.

تقویت موى سر

براى تقویت موى سر، نخود را کوبیده و آن را به همراه مورد و تخم‏مرغ روى سر مى‏گذارند.

زردک‏زخم‏

پوست خشک‏شده هندوانه را کوبیده و با ماست مخلوط مى‏کنند، تا به صورت خمیرى درآید و از آن براى درمان زردک زخم استفاده مى‏کنند.

سیاه‏زخم‏

از مرهم سیاه براى درمان سیاه‏زخم استفاده مى‏شود.

شکستگى‏

براى درمان شکستگى ریشه گیاه بلک(ballak) را جوشانده، آب آن را مى‏گیرند و آن‏قدر مى‏جوشانند تا سفت شود، آن را روى عضو شکسته قرار مى‏دهند و با تخته و پارچه مى‏بندند، زمانى که شکستگى جوش بخورد و درمان شود، ریشه بلک خودبه‏خود از عضو جدا مى‏شود.

دررفتگى‏

زرده تخم مرغ و نخود کال کوبیده را مخلوط کرده و روى محل دررفتگى مى‏گذارند. از این دارو براى درمان شکستگى نیز استفاده مى‏شود.

- از تخم‏مرغ و آرد نیز استفاده مى‏شود که آن را روى محل دررفتگى قرار مى‏دهند و با پارچه‏اى آب‏ندیده روى آن را مى‏بندند.

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 130

کوفتگى‏

براى درمان کوفتگى و دردهاى عضلانى مومیایى مى‏مالند. همچنین از برگ گردو نیز استفاده مى‏شود که عضو مورد نظر برگ گردو مى‏گذارند و با پارچه‏اى مى‏بندند و یا برگ و پوست گردو تازه را گرم کرده و به محل کوفتگى مى‏بندند.

کمردرد

براى درمان کمردرد از قرص کمر استفاده مى‏شود. این قرص‏ها نر و ماده هستند. و طرز استفاده به این صورت است که دو قرص نر و ماده را کوبیده و به همراه نبات و آب مخلوط کرده و مى‏خورند.

- از روش‏هاى قدیمى‏تر درمان کمردرد زفت است که آن را به کمر مى‏چسبانده‏اند.

- روغن تشى(tas ?i) نیز براى کمردرد مسکن خوبى است. تشى حیوانى است شبیه جوجه‏تیغى ولى بزرگ‏تر. براى تهیه روغن آن پوست حیوان را مى‏کنند و آن را در تنورى آویزان مى‏کنند و دیگچه‏اى زیر آن قرار مى‏دهند، حرارت باعث مى‏شود روغن این حیوان بیرون بیاید و درون ظرف بریزد.

پادرد

براى درمان پادرد مقدارى زنجبیل روى پا قرار داده و آن را با پارچه‏اى مى‏بندند. در روستاى توچال مقدارى اسفند و گلپر روى پا مى‏گذارند و آن را مى‏بندند.

قولنج‏

اگر کسى دچار قولنج شده باشد به دو روش قولنج او را مى‏شکنند یک روش این است که فرد به شکم مى‏خوابد و در حالى که دستانش در دو طرف بدن روى زمین قرار دارد، فرد دیگرى با فشار دادن پا و یا دست، قولنج او را مى‏شکند.

روش دیگر این است که فرد بیمار مى‏نشیند، پاها را به داخل شکم جمع مى‏کند و دست راست خود را به زیر بغل دست چپ و دست چپ را به زیر بغل دست راست خود مى‏برد، آن‏گاه یک نفر دو دست این فرد را از پشت سر مى‏کشد.

زخم‏ها و جراحات‏

براى درمان زخم‏هاى عمیق از جوشانده پیشاب پسربچه نابالغ استفاده مى‏شد، که با این روش جراحات عمیق نیز درمان مى‏شده و با پارچه‏اى پنبه‏اى را سوزانده و خاکستر آن را روى زخم مى‏پاشیدند.

گزیدگى‏ها

مارگزیدگى‏

براى درمان مارگزیدگى کمى بالاتر از محل آسیب‏دیده را مى‏بندند. به محل گزیدگى تیغ مى‏زنند تا زهر خارج شود، سپس محل زخم را با سیر کوبیده شده و ماست مى‏بندند.

زنبورگزیدگى‏

به محل نیش زنبور شیره درخت انجیر مى‏مالند تا درمان شود.

پشه‏گزیدگى‏

محل نیش را با پنبه‏ى آغشته به الکل مى‏مالند.

هارى‏

در گذشته اگر کسى را سگ گاز مى‏گرفت و دچار هارى مى‏شد، او را به محلى در نزدیکى قزوین مى‏بردند که آبى به نام هار داشت و بیمار را در آن آب شست‏وشو مى‏دادند.

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 131

سایر بیمارى‏ها

وبا

ماست و سیر براى درمان وبا مفید است.

زردى‏

براى درمان این بیمارى، از شیرخشت استفاده مى‏شود که گیاهى خنک است البته باید کم استفاده شود.

مخملک‏

در شروع این بیمارى باید غذاهاى خنک استفاده شود، اما در اواخر، وقتى بیمار رو به بهبودى مى‏رود، باید گرمى بخورد، همچنین بوى غذا، به خصوص سرخ‏کردنى، نباید به بیمار برسد.

راه افتادن کودک‏

اگر بچه‏اى دیر راه بیفتد، آب قلوه گوسفند را گرفته و آن را به زانوهاى بچه مى‏مالند تا زودتر راه بیفتد.

زبان بازکردن‏

براى بازکردن زبان بچه از تخم کبوتر استفاده مى‏شود که آن را خام مصرف مى‏کنند.

بیمارى‏هاى روحى‏

جن‏زدگى‏

فردى که جن‏زده شده باشد بى‏حس و حال است، از دهانش کف بیرون مى‏آید و دچار ناراحتى اعصاب و روان است براى درمان این فرد دعا مى‏گیرند و سرکتاب باز مى‏کنند.

افسردگى‏

اگر کسى دچار افسردگى باشد، براى درمان او از گوشت کبوتر استفاده مى‏کنند. از آنجا که کبوتر هیچ‏گاه کسل و ناراحت نیست معتقدند که گوشت آب‏پز شده و یا کباب شده کبوتر افسردگى را از بین مى‏برد.

چشم‏زخم و نظر قربانى‏

براى دفع چشم زخم رایج‏ترین شیوه دود کردن اسفند است. که در حال دود کردن اسفند این شعر نیز خوانده مى‏شود.

اسفند دونه دونه‏

اسفند سى و سه دونه‏

اسفند بریز رو آتیش‏

سلامتى قوم و خویش‏

 

تخم‏مرغ شکستن نیز براى رفع چشم و نظر کاربرد دارد. براى شکستن تخم‏مرغ، ابتدا آن را آب کشیده و روى آن را با ذغال علامت مى‏گذارند، براى هرکسى که بیمار را دیده است یک علامت مى‏گذارند، و بعد سکه‏اى روى آن قرار مى‏دهند و با یک تکه از لباس فرد بیمار تخم‏مرغ را پوشانده سپس فشار مى‏دهند تا بشکند.

استفاده از مهره‏هاى آبى‏رنگ که کوجى(koji) نامیده مى‏شود نیز، به خصوص براى کودکان، در دفع چشم‏زخم مفید است. علاوه بر آن براى دفع چشم زخم کودکان چوبى به شکل هفت یا دو شاخه‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 132

تیرکمان به اندازه تقریبا دو بند انگشت از چوب درخت داغ‏داغان که در امامزاده‏اى است مى‏برند و سوراخ کرده به گردن بچه مى‏اندازند.

باورها و اعتقادات‏

در شهرستان ورامین نذر و نیاز کردن و دخیل بستن به امامزاده‏ها براى درمان و شفاى بیماران بسیار رایج است.

- اگر بچه‏اى به شدت بیمار شود و درمان او مشکل شود، نذر مى‏کنند که اگر بهبود یافت موهاى سرش را در سنى که خودشان تعیین مى‏کنند تراشیده و هم‏وزن آن طلا یا پولى معادل طلا به حرم امام رضا یا حضرت معصومه ببرند.

- همچنین براى درمان بسیارى از بیمارى‏ها مثل سرخک و آبله‏مرغان چهار گوشه قرآن را آب زده و به بیمار مى‏دهند.

- تخم‏مرغ شکستن نیز براى معالجه بیمارى‏ها بسیار کاربرد دارد.

- اگر کسى روى بدنش زگیل مى‏زد، براى درمان تعداد زگیل‏ها برنج یا گندم در یک مکان متروکه مى‏ریختند.

در روستاى توچال اول ماه با جارویى روى زگیل‏ها مى‏کشیدند و اعتقاد داشتند که با این کار نور ماه زگیل‏ها را مى‏برد.

و یا اینکه صدقه‏اى در تکه‏اى پارچه پیچیده و در راه قرار مى‏دادند تا زگیل‏ها از بین بروند.

- براى بچه‏اى که راه نیفتاده مادر به پاى بچه قفلى مى‏بست و بچه را در گذر قرار مى‏دادند. معتقد بودند که اگر شخصى بیاید و این قفل را باز کند، بچه پاگشا مى‏شود و راه مى‏افتد.

- اگر بچه‏اى دیر به حرف مى‏افتاد براى اینکه زودتر به حرف بیاید، او را از بالاى بام به درون چادرشبى که عده‏اى چهارگوشه آن را گرفته بودند مى‏انداختند.

- زمانى که در یک محلى اتفاقاتى بد مى‏افتاد و چند بار تکرار مى‏شد، اهالى محل جمع مى‏شدند و هر کدام یکى از وسایل آش را مى‏آورد، و با آن آشى مى‏پختند که بلا و مصیبت زودتر تمام شود به این آش، آش سرکوچه مى‏گویند.

بارورى و فرزندآورى‏

چله‏برى‏

در گذشته اگر زنى باردار نمى‏شد، معتقد بودند که به او چله افتاده است و باید چله‏برى کرد. چله در صورتى به زنى مى‏افتاد که زنى که تازه زایمان کرده و هنوز چله‏اش سر نشده به دیدن تازه‏عروسى برود که او نیز چله‏اش سر نشده باشد و یا این در جایى به هم برسند و همدیگر را ببینند که در این صورت چله مى‏افتد. اگر به تازه‏عروس چله بیفتد ممکن است بچه‏دار نشود و اگر به زن زائو چله بیفتد خودش یا

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 133

فرزندش بیمار مى‏شوند، که این در صورت شب چله با کاسه چل‏کلید، چهل بار آب بر سر بچه و زائو مى‏ریختند تا چله‏برى و رفع خطر شود.

- براى چله‏برى زن نازا باید در حمام ده زن زائو از آب غسل زائو روى سر زن نازا بریزند تا چله‏اش بریده شود و یا اینکه از روى کله سگ یا گربه مرده بپرد تا چله‏اش بریده شود.

- راه دیگر چله‏برى این بود که نشانه‏اى را چهل بار در آب زده و آب آن را روى سر زن چله‏دار مى‏ریختند.

همچنین هنگامى که زن زائو و تازه‏عروس به هم برخورد مى‏کردند. براى اینکه چله به آن‏ها نیفتد باید هریک سوزنى به چادر یکدیگر مى‏زدند.

سقط جنین و روش‏هاى جلوگیرى از آن‏

در گذشته اگر زنى قصد سقط کردن بچه‏اش را داشت حنا و یا زعفران مى‏خورد تا بچه‏اش سقط شود.

و اگر زنى نمى‏توانست بچه‏اش را نگه دارد و چند بار سقط مى‏کرد، کلیدى به کمرش مى‏بستند تا کمرش را قفل کنند و دیگر بچه سقط نکند.

- علاوه بر آن زنانى که این مشکل را داشتند در طول دوران باردارى همیشه چادرى به کمر خود مى‏بستند.

زایمان‏

بعد از اینکه زنى زایمان کرد خوردن غذاهاى مقوى مثل کباب، تخم‏مرغ، لبنیات، کاچى، و قیماقک بسیار مفید است. قیماقک نوعى کاچى است که با آرد برنج، شکر، زیره و روغن حیوانى درست مى‏شود.

- از گیاهان دارویى نیز خوردن گل گاوزبان، چهارگل، و قرص کمر براى زن زائو بسیار مفید است.

- علاوه بر آن براى درمان کمردرد و دل‏درد و خونریزى زن زائو خوردن زیره و نبات بسیار مفید است. به نوزاد نیز در لحظه تولد (در گذشته تا یک روز) روغن حیوانى به همراه مقدارى شکر مى‏دهند. خاکشیر هم براى نوزاد مفید است.

زمانى که نوزاد به دنیا مى‏آید، سق بچه را با تربت کربلا و یا خرما برمى‏داشتند تا همیشه شیرین‏کام و باایمان باشد.

در این منطقه معمولا زائو را تا شب شش تنها نمى‏گذارند، چرا که ممکن است زائو و یا بچه را آل بزند. آل را موجودى بسیار بزرگ مى‏دانند که قد بلندى دارد و موهایش قرمز است، مردم معتقدند که آل اگر بالا سر زائود بیاید دستش را فشار مى‏دهد، زائو از حال مى‏رود و جگر زائو و یا بچه‏اش را مى‏برد.

آل معمولا با تاریک شدن هوا مى‏آید، و خطر آمدن او در شب شش بیشتر است. در این شب قابله وارد اتاق زائو مى‏شد و حدود یک متر بالاتر از زمین روى دیوار از دم در خطى دور تا دور اتاق مى‏کشید تا به جاى اول برسد، و در این حال مى‏گفت: خیط مى‏کشم، بقیه زن مى‏پرسیدند براى کى؟ قابله جواب مى‏داد: براى مریم بچه‏اش و بقیه زن‏ها مى‏گفتند مبارک باشد. قابله این جملات را چند بار تکرار مى‏کرد، که منظور از مریم حضرت مریم است.[1]

 

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون) ؛ ص134

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 134

- در این شب براى جلوگیرى از آل‏زدگى چاقویى را زیر سر زائو قرار مى‏دادند و کف دست زائو و نوزاد حنا مى‏گذاشتند و یا دست نوزاد را با ذغال سیاه مى‏کردند، و سنجاقى به لباس نوزاد وصل مى‏کردند و یا موى بز را به دست زن زائو و نوزاد مى‏بستند.

- همچنین در این شب حتما باید یک مرد در خانه حضور داشته باشد.

- بعد از زایمان تا ده روز به خانه‏اى که زائو در آن است گوشت یا لباس نو نمى‏آورند. در حصار کلک بالا نوزاد را از حمام هفت تا چله به حمام نمى‏بردند، در چله او را به حمام مى‏بردند و آب چله بر سرش مى‏ریختند و بر این باور بودند که بچه پس از حمام چله صبور و درد و مرض از او دور مى‏شود.

تعیین جنسیت جنین‏

جنسیت جنین را با کله‏پاچه‏ن‏درک و خمیر در شور انداختن تعیین مى‏کنند.

- اگر هنگام بازکردن کله پاچه آرواره‏هاى گوسفند گوشت داشته باشد مى‏گویند بچه دختر است و مى‏گویند گیس دارد و اگر صاف باشد و گوشتى نداشته باشد مى‏گویند پسر است.

- خمیر در تنور انداختن به این صورت است که، یک تکه خمیر را گلوله کرده و در تنور اندازند، اگر خمیر ترک بخورد بچه دختر خواهد بود و اگر دراز شود، پسر است.

- راه دیگر این است که یک نفر از پشت سر روى زن باردار نمک مى‏ریزد، بدون اینکه متوجه شود.

اگر زن به پشت لب خود دست بزند فرزندش پسر مى‏شود و اگر به موهاى خود دست بزند دختر مى‏زاید.

غذاهایى که بر جنسیت جنین اثر مى‏گذارد

- خوردن غذاهاى گرم در طول دوران باردارى باعث مى‏شود تا پسر بزاید و اگر زن غذاهاى سرد زیاد بخورد، دختر مى‏زاید.

- اگر زن باردار، در شکم اول از گوشت و غذایى بدش بیاید و پس از زاییدن نوزاد پسر شود، بار دوم اگر از همان غذا خوشش بیاید نوزاد او دختر خواهد شد.

- براى قوى و خوشگل شدن بچه خوردن خرما، گلابى، گردو، و خربزه مفید است.

ناف‏برى نوزاد

ناف نوزاد را با قیچى جدا مى‏کردند و سپس آن را گره مى‏زدند. براى بهبود ناف، از روزى آن، روغن حیوانى را با خاکستر مخلوط کرده و به ناف مى‏مالند.

ختنه‏

امروزه سن ختنه کردن پسران معمولا در دوران نوزادى است و اکثر خانواده‏ها تا زمانى که نوزاد سه روزه است او را ختنه مى‏کنند. اما در گذشته پسران را تا ده سالگى نیز ختنه مى‏کردند.

در گذشته ختنه همراه با ختنه‏سوران بوده که کسانى که به این مراسم دعوت مى‏شدند در حد وسیع مبالغى پول در دست بچه مى‏گذاشتند. ختنه را در گذشته سلمانى و یا دلاک محل انجام مى‏داده، و زمان‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 135

مناسب براى ختنه بهار است چون زودتر درمان مى‏شود و بهار علف‏جوش است. دلاک و یا سلمانى با کمک فرد دیگرى که طفل را نگه مى‏دارد و توسط لوله نى که شکافى روى آن داشته و با استفاده از یک میله چوبى کوتاه و یک تیغ ختنه مى‏کرده است. سپس زخم را شست‏وشو داده و پانسمان مى‏کند. تقریبا پس از سه یا چهار روز طفل خوب مى‏شود، دود پشگل گوسفند نیز براى التیام زخم مفید است.

خون‏گیرى‏

حجامت‏

بهترین زمان براى حجامت کردن فصل بهار است، که افرادى به نام حجامت‏گر به روستاها مى‏رفته و مردم را حجامت مى‏کرده‏اند.

بیشتر افراد مسن حجامت مى‏کرده‏اند، و فایده حجامت این است که خون کثیف را از بدن بیرون مى‏کشد. براى حجامت کردن ابتدا بادکش مى‏کنند این کار به وسیله یک استکان و یک تکه خمیر انجام مى‏شود، خمیر را روى قسمتى که مى‏خواهند بادکش شود مى‏گذارند و یک کبریت را روشن کرده و روى خمیر مى‏اندازند و سپس به سرعت استکان را روى آن قرار مى‏دهند و مى‏پیچند.

بعد از بادکش کردن قسمت مورد نظر را تیغ زده و مجددا استکان و خمیر را مى‏گذارند روى بدن، تا خون کثیف بیرون بیاید.

زالواندازى‏

بهترین زمان براى زالواندازى فصل بهار است. این کار را خود مردم انجام دادند و نیاز به فرد خاصى ندارد.

زالو را معمولا پشت کمر و یا روى لب‏ها مى‏انداختند، و زمانى که خون را مى‏مکید، از بدن جدا مى‏شد و مى‏افتاد.

رگ‏زنى‏

در فصل بهار اگر بوى گل سنجد به بچه‏اى برسد، آن بچه اصطلاحا بویى مى‏شود، و براى درمان او بهترین راه رگ‏زنى است و این کار بیشتر در مورد این بیمارى انجام مى‏شود.

کسانى که به امور مختلف طب سنتى مى‏پردازند

از جمله کسانى که به طب سنتى مى‏پردازند مى‏توان این افراد را نام برد:

سلمانى‏ها

به جز اصلاح سر و صورت مردم کارهایى چون دندان‏کشى، ختنه، و حجامت نیز انجام مى‏دادند.

حمومى یا دلاک‏

نیز به جز کار در حمام، ختنه، و حجامت نیز انجام مى‏داده‏اند. مزد سلمانى و حمومى در گذشته در روستاى فیلستان به این صورت بوده است: در قباى یک سال کار از هر خانواده 30 من گندم و 30 من جو دریافت مى‏کرده‏اند.

ماما یا قابله‏

وظیفه‏اش به دنیا آوردن نوزاد بوده است. روز حمام ده نیز ماما وظیفه دارد که زائو و نوزادش را حمام ببرد. دستمزد قابله در گذشته شامل یک کیسه حنا، یک قواره چادر یا پیراهن و یا روسرى بوده‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 136

که البته اگر خانواده از جنسیت نوزاد راضى بوده مژدگانى نیز دریافت مى‏کرده است. وسیله کار ماما در گذشته تنها یک قیچى بوده که آن را روى آتش حرارت مى‏داده و ضد عفونى مى‏کرده است.

باورها و اعتقادات‏

- اگر زنى دچار سخت‏زایى و دیرزایى شود معتقدند که یک نفر که قدم سنگین دارد وارد خانه شده است.

- آل دست زائو را مى‏گیرد و فشار مى‏دهد، زائو از حال مى‏رود و بعد از چند ساعت به هوش مى‏آید.

- اگر زنى پسر مى‏زایید، براى اینکه رشته کار ادامه پیدا کند و بچه‏هاى بعدى نیز پسر شوند، آش رشته مى‏پختند.

- اگر صورت زن در دوران باردارى لک و پیس داشته باشد، نوزادش دختر خواهد شد.

- اگر زن در دوران باردارى زیبا شود، پسر مى‏زاید.

- اگر زن در دوران باردارى تند و تیز باشد و کار کند، پسر مى‏زاید.

- براى زیبا شدن نوزاد در دوران باردارى روى سیب سوره حضرت یوسف مى‏خوانند.

- هنگام ماه‏گرفتگى، اگر زن باردار جایى از بدنش را دست بزند، همان جاى نوزادش ماه‏گرفته و قرمز مى‏شود.

- اگر جایى از بدن شخص چشم‏شور را بسوزانى چشم‏شورى او کم مى‏شود.

- براى اینکه جان افراد خانواده از چشم‏نظر افراد چشم‏شور در امان باشد بهتر است در خانه حیوانى (گوسفند، بز یا حد اقل مرغ) داشته باشى تا چشم‏زخم به آن‏ها بخورد.[2]

- دست پزشک باید سبک باشد تا بیمار زودتر درمان شود.

- اگر زن حامله به مرده نگاه کند چشم بچه‏اش شور مى‏شود، براى رفع چشم‏شورى یا شخص را که نظر فرد چشم‏شور به اوست، تا شورچشمى به او اثر نکند فرد باید بیضه چپ خود را در دست گرفته بر زمین تف مى‏اندازد تا رفع شورچشمى شود.

- همچنین اگر کمى از خاک کفش شخص چشم‏شور بردارد و بخورد یا پشت سر او دو تخم‏مرغ بشکنند اثر شورچشمى خنثى مى‏شود.

- اگر بر سر سگ یا گربه آب بپاشى زگیل مى‏زنى.

- در هنگام غروب آفتاب و یا شب نباید به عیادت بیمار رفت، بیمارى‏اش سنگین مى‏شود.

- به تن شخصى که سرخک گرفته است، لباس قرمز مى‏پوشانند تا دانه‏هاى قرمز زودتر از بدنش بیرون بیاید.

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 137

پیرانشهر

حسن سپهرفر شهرستان پیرانشهر یکى از شهرستان‏هاى استان آذربایجان غربى در شمال غربى ایران است. مرکز این شهرستان، شهر پیرانشهر است. این شهرستان یکى از پنج شهرستان کاملا کردنشین استان است.

پیرانشهر با شهرستان‏هاى نقده و اشنویه در شمال، مهاباد در شرق و سردشت در جنوب و عراق در غرب همسایه است. فاصله این شهرستان تا مرز عراق کمتر از پنج کیلومتر است. این منطقه از میراث فرهنگى بسیار غنى برخوردار است که یک بخش آن پزشکى سنتى است. در این مقاله نگاهى به این میراث (پزشکى سنتى) مى‏اندازیم.

جدول داروهاى گیاهى به تفکیک مناطق بررسى‏شده‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 139

پراکندگى داروهاى غیر گیاهى به تفکیک مناطق بررسى‏شده‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 140

بیمارى‏هاى روحى‏

براى درمان این نوع بیمارى‏ها که در حوزه پژوهش به شت(s ?it) معروف‏اند به شیوه‏هاى زیر عمل مى‏شد.

- در دو روستاهاى سوغانلو و قلعه‏تراش تکه‏اى فلز مس را در آتش گرم کرده پس داخل کاسه محتوى آبى که در بالاى سر بیمار قرار داشت مى‏انداختند. در اثر حرارت مس شکل هر چیزى که در آب نقش مى‏بست علت بیمارى را به همان نسبت مى‏دادند و بدین ترتیب دعاى مربوط به آن را مى‏نوشتند. در گردکشانه جگر یا قلوه کباب شده گرگ تجویز مى‏شد.

- اما آنچه بیش از همه در میان مردم مناطق حوزه پژوهش مشهود بود مراجعه به سیدى در روستاى باوله(b vele) است. طبق اطلاعات اخذ شده وى سؤالات مختلفى از بیمار کرده و بدین ترتیب با تشخیص بیمارى وى دعاى مربوط را نوشته به خود بیمار یا اطرافیان وى تحویل مى‏دهد. تنها توصیه وى این است که دعا را سوزانده و بیمار را در معرض دود حاصل از آن قرار دهند. در مواقعى همین عمل را خود سید بعد از نوشتن دعا انجام مى‏دهد. در هرحال گویند بیمار بهبود پیدا مى‏کند.[3]

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون) ؛ ص140

بیمارى‏هاى جسمى‏

سوختگى براى درمان سوختگى سوتان(sut n) اعضاى بدن در مناطق حوزه پژوهش شیوه‏هاى درمانى زیر به کار برده مى‏شود.

- در شهر پیرانشهر و روستاهاى کله‏سیپان، شهر ستین و گردکشانه روغن به‏دست‏آمده از زرده تخم‏مرغ را روى عضو سوخته‏شده مى‏مالیدند. همچنین در شهر پیرانشهر مقدارى پوست انار خشک‏شده را کوبیده و به شکل پودر درمى‏آورند، سپس آن را با شیر ترکیب کرده روى شعله اجاق قرار مى‏دادند. داروى فوق‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 141

آن‏قدر مى‏جوشد تا قوام آید سپس مى‏توان آن را با استفاده از پر مرغ برداشته و روى سوختگى مالید. یا در روستا کله‏سیپان مقدارى از ریشه گیاهى به نام کما را با کمى شیر و دوده چسبیده به تیرهاى چوبى سقف تنور خانه ترکیب و روى سوختگى مى‏مالیدند.

قرار دادن مقدارى یخ یا برف و مالیدن خاکستر پوست سوخته‏شده روباه از دیگر روش‏هاى درمانى سوختگى در روستاى گردکشانه‏هاست.

- گذاشتن مقدارى قاچ یا پوره سیب‏زمینى خام یا مالیدن کمى ماست روى سوختگى در این مناطق از دیگر روش‏هاى درمانى و التیام سوختگى است.

- مالیدن نفت سیاه یا خمیردندان یا استفاده از ترکیب خاکستر نى سوخته‏شده با زرده تخم‏مرغ از روش‏هاى درمان سوختگى در روستاى سوغانلو است.

- در روستاى قلعه‏تراش علاوه بر مالیدن مقدارى نفت سیاه در صورت بهبودى نیافتن داروى ترکیبى زیر را به کار مى‏بردند.

چند دانه پشگل گوسفند را با میوه درختى به نام گلوان خوب ترکیب کرده و پس از برداشتن پوست محل سوختگى آن را روى موضع مى‏مالیدند.

- در روستا کوپر مقدارى خاکستر قامیش/ نى را با گیاهى به نام پورى شوکه(puray s ?oka) ترکیب کرده و بر محل سوختگى مى‏گذاشتند. همچنین مقدارى حنا را با زرده تخم‏مرغ و برگ جاتره/ کاکوتى ترکیب کرده و روى موضع سوختگى قرار مى‏دادند.

- اما در روستاى شهرستین حنا را با آب ترشى ترکیب و روى محل سوختگى قرار مى‏دادند. همچنین در صورت بهبودى نیافتن یا به عنوان دارویى دیگر مقدارى شیرژ(s ?irez) مى‏مالند. یا داروى ترکیبى به نام قلقله ماستى(qolqola m sti) (ترکیب آرد و ماست) را تهیه کرده و بر محل سوخته‏شده مى‏مالیدند.

گل‏مژه‏

که در زبان کردى محلى باپوشکو(b pus ?kav) نامیده مى‏شود. به غیر از روستاى گردکشانه در سایر نقاط بررسى‏شده به چشم دیگر سرمه مى‏کشیدند تا چشم گل‏مژه‏دار حسودى کرده و دق کند.

بدین ترتیب، گل‏مژه ترکیده و بیمار بهبود مى‏یابد. اما در روستاى گردکشانه مقدارى خون که از الاغ زنده سفیدپوست کشیده شده باشد روى گل‏مژه مى‏ریزند.

بواسیر

که بیواسیرى(biv siri) نامیده مى‏شود، در مناطق حوزه پژوهش به روش‏هاى زیر درمان مى‏شده است.

- در اغلب نقاط بررسى‏شده بیمار را از خوردن غذاهاى پرچرب، ترشى، شور و گوشت سرخ‏کرده پرهیز داده و بیشتر غذاهاى آبکى مثل، سوپ، و حلیم، روغن، گوشت ماهى، و سیر در روستاى کله‏سیپان تجویز مى‏شد.

- در روستاى سوغانلو ملاج سر بیمار را داغ مى‏زدند. یا معالجه‏گر پاشنه پاى خود را داغ کرده و بر کمر بیمار مى‏زد. اما در روستاى قلعه‏تراش مقعد بیمار را با آهن حرارت داده شده داغ کرده یا نعل اسب را گرم کرده و کف پاى بیمار قرار مى‏دادند.

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 142

در روستاى گردکشانه پزشک محلى توصیه مى‏کرد محل را با ادرار ماده‏گاو و یا شتر شست‏وشو دهند. یا پیه گاو را با زاج سفید و هلیله زرد کوبیده و شیاف کنند.

کرم روده‏

از جمله درمان‏هاى معمول در اغلب نقاط بررسى‏شده استفاده از ریشه یا برگ‏هاى گیاهى به نام هلس(hals) است. طورى که در روستاى کله‏سیپان ریشه گیاه فوق را درآورده، پس از شست‏وشو به همان حال مى‏خوردند. یا در روستاى سوغانلو ساقه همین گیاه را خام یا سرخ‏کرده میل مى‏کنند. همچنین ریشه هلس را قطع و شیره تراوش‏شده آن را با همراه تکه‏اى نان استفاده مى‏کردند. در روستاى قلعه‏تراش برگ‏هاى هلس را خشک کرده، پس از سرخ کردن در روغن مى‏خوردند. یا در شهرستین برگ‏هاى آن را در آب جوشانده و آب حاصله را پس از صاف کردن و سرد شدن میل مى‏کردند. در روستاى کوپر ریشه این گیاه را در آب جوشانده بعد در مقابل نور آفتاب خشک مى‏کردند. در صورت نیاز براى رفع کرم روده مجددا آن را به همراه کمى روغن و نمک به حدى مى‏جوشانند تا قوام آید سپس در صورت نیاز یک قاشق غذاخورى میل مى‏کنند.

خوردن گیاهى به نام مارواس(m rev s) در پیرانشهر و قلعه‏تراش از دیگر روش‏هاى درمانى کرم روده است. همچنین در قلعه‏تراش برگ‏هاى گردو را خشک کرده و با برنج ترکیب مى‏کنند، سپس آن را پخته و مى‏خوردند. یا برگ‏هاى گیاهى به نام استرلک(esterelk) را خشک کرده و موقع نیاز به همان شکل مى‏خورند.

- در روستاى کولیچ مقدارى شاه‏تره کوهى را جوشانده، سپس آب حاصله را از صافى عبور داده، پس از سرد شدن میل مى‏کنند. یا کشمش انگور سیاه را در صورت نیاز در آب جوشانده و آب حاصله را میل مى‏کنند.

- اما در روستاى گردکشانه خوردن یک کیلو تخم کدو به شکل خام و یک کیلو عسل، طى دو شب و دو روز از روش‏هاى درمانى کرم روده است. کلم، خرما، گردو، و انجیر نیز کشنده کرم هستند. یا مقدارى شکر سفید را با آب گرم ترکیب کرده و به بیمار مى‏خورانند. همچنین خوردن آب برگ کلم نیز براى دفع کرم روده کودکان نیز توصیه مى‏شود. با این حال پرهیز از خوردن شیر، ماست، پنیر، تخم‏مرغ، پیاز و فلفل از جمله توصیه‏هاى پزشک سنتى روستاى گردکشانه است.

خروسک‏

براى درمان این بیمارى که اصطلاحا کوخه‏رش(koxa ras ?a) نامیده مى‏شود شیوه‏هاى درمانى زیر به کار برده مى‏شد. سابقا در شهر پیرانشهر خوردن شیر الاغ معمول بود. در حالى که در روستاى گردکشانه مقدارى از ریشه‏هاى گل ختمى را جوشانده پس از اینکه از صافى عبور دادند روزى سه استکان میل مى‏کنند. همچنین بیمار باید از خوردن غذاهاى پرچرب و شیرین، گوشت گاو، پنیر، تخم‏مرغ پرهیز کند.

اما اهالى روستاهاى کله‏سیپان، سوغانلو و قلعه‏تراش براى درمان خروسک بیمار خود به چشمه کانى کوخه(k ni koxa) یا کوخ‏رش(koxa ras ?a) در روستاى بادین‏آباد رفته و مقدارى از آب چشمه را به همراه خود مى‏آورند، شخصى که حامل آب است از مبداء (چشمه بادین‏آباد) تا مقصد نباید پشت سر خود را نگاه کند، پس از رسیدن به مقصد مقدارى از آب را مى‏خورد. در روستاى قلعه‏تراش علاوه بر خوردن‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 143

این آب انگور سیاه سردشتى را، که کشمش کرده‏اند، در آب مى‏جوشاندند پس از سرد شدن آبش را مى‏خورند. در روستاى کوپر تکه‏اى از پوست کدو را سوراخ کرده و به همراه مارى که از قبل آن را خفه کرده‏اند بر گردن بیمار آویزان مى‏گردند.

- در روستاى شهرستین پوست درخت گردو را در آب جوشانده پس از اینکه آن را از صافى عبور دادند، به محض سرد شدن مى‏خوردند. در روستاى کولیج درمانى براى این بیمارى پیدا نشد.

بند آوردن خون‏ریزى‏هاى ناشى از بریدگى‏

در همه مناطق حوزه پژوهش مقدارى یونجه را جویده و به همان دو شکل روى محل بریده شده قرار مى‏دهند. در روستاى گردکشانه استخوان گاو یا لاک‏پشت را سوزانده و خاکسترش را روى بریدگى مى‏ریختند. در کله‏سیپان در صورت نبودن یونجه مقدارى از برگ‏هاى گیاه موک(memuk) را کوبیده و روى محل خونریزى قرار مى‏دادند.

- در روستاى سوغانلو نیز مقدارى از برگ‏هاى پونه وحشى را جویده و روى محل خونریزى قرار مى‏دادند. یا از ترکیب تعدادى گیاه محلى دارو و ضمادى به نام پردرمانه(pordarm ne) تهیه کرده و روى محل بریده شده قرار مى‏دادند. همچنین در روستاى قلعه‏تراش برگ‏هاى گیاهى به نام بوگه‏نیوا(buge niva) را در آب جوشانده، پس از اینکه آبش را از صافى عبور دادند همین آب را روى بریدگى مى‏ریختند. در روستاى کوپر نى مشتى از برگ‏هاى گیاهان رقه(raqa) ، بوگ‏نیوا(nuga niva) و مقدار رشکه(rakas ?a) یا همان کنجد را کوبیده و پودر کرده روى زخم گذاشته و با پارچه نخى بستند.

شاش‏بند

در شهر پیراشهر و روستاى کله‏سیپان فردى را که دچار انسداد مجارى ادرار، شاش‏بند، مى‏شد داخل آبگرم مى‏نشاندند. در روستاى گردکشانه خوردن روغن و گوشت خرس تجویز مى‏شد.

- در روستاى کولیج براى درمان شاش‏بند شپش را وارد سوراخ آلت فرد مى‏کردند. در سوغانلو به فرد بیمار میوه‏هاى آبکى همانند هندوانه مى‏دادند.

- در قلعه‏تراش آلت کودکان شاش‏بندشده را مى‏مکیدند. در روستاى کوپرمشتى از ساقه گیاه پسینجک کویل(pesinjke kevila) و کاکل گل پیغمبرى/ (گل گندم) را با هم ترکیب، پس از دم کردن در آب، چند استکان از آن مى‏خوردند. در روستاى شهرستین هم جوشانده مشتى از کاکل ذرّت را مى‏خورند.

[اسهال‏]

اسهال‏

را در شهر پیراشهر و روستاى کله‏سیپان با خوردن دم کرده برنج (برنج نشسته) با ماست درمان مى‏کردند.

در گردکشانه براى درمان اسهال یک و نیم لیوان برنج صدرى را با دو استکان آب ترکیب کرده، پس از گذشت ساعاتى وقتى نرم شد آبش را مى‏خورند. یا مقدارى برنج گرده، رشته فرنگى، سیب‏زمینى زرد را به صورت کته پخته و به همراه ماست استفاده مى‏کنند. این ترکیب غذایى نه تنها براى درمان اسهال مفید است، بلکه براى بند آوردن خونریزى دوران قاعدگى زنان هم به کار مى‏رود همچنین در کوپر خوردن دوغ کشک یا ماست گوسفند و در شهرستین چاى خشک و ماست از دیگر روش‏هاى درمان اسهال است.

- در روستا کولیج به بیمار قاووت گندم برشته مى‏دهند.[4]

 

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون) ؛ ص144

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 144

یبوست‏

در روستاى گردکشانه براى درمان یبوست مشتى از برگ‏هاى گیاهى به نام سنامکى(san maki) را جوشانده و به بیمار مى‏دهند. یا گیاهى به نام هربوزان(herbuz n) را در هشت استکان آب ریخته و مى‏جوشانند، آن‏قدر که سه استکان باقى بماند. بعد میل کنند.

- در کله‏سیپان براى چنین اشخاصى خوردن روغن حیوانى به همراه قند داغ تجویز مى‏شد. در کولیج خوردن شیر گاو یا میش معمول بود.

- در روستاى سوغانلو براى درمان یبوست به دو شیوه عمل مى‏شد: اول اینکه روده و شکم فرد را بدون اینکه غذایى خورده باشد با دست‏هاى آغشته به روغن ماساژ مى‏دادند. دوم یک قطره یا کمتر، از شیر گیاهى به نام حلقه تیز(halqa tiz) را داروى قند چکانده و به بیمار مى‏دادند. گفتنى است خوردن بیش از اندازه ذکر شده منجر به ایجاد اسهال‏هاى شدید مى‏شود.

در قلعه‏تراش مقدارى روغن را با کنجد ترکیب کرده و به پشت و شکم بیمار مى‏مالیدند. در کوپر از شیر گیاه همیشه‏بهار به شیوه (حلقه تیز) استفاده مى‏کردند. یا مقدارى روغن کرچک را با عسل ترکیب مى‏کردند و مى‏خورند. در شهر ستین شیر ریشه کنگر را مى‏خورند.

سردرد

بادکش انداختن بر پیشانى در پیرانشهر و کله‏سیپان از جمله روش‏هاى درمانى معمول در ایام گذشته بود. مضافا در سایر نقاط بررسى‏شده حناى خیس شده در آب به پیشانى مى‏بستند، یا همین حنا را مواد دیگرى ترکیب کرده و به سر مى‏بستند. براى این منظور حنا را با مشتى از برگ‏هاى جاتر(j ter) / کاکوتى و آب ترکیب کرده و روى سر مى‏بستند. اما آنچه بیش از همه در نقاط بررسى‏شده حوزه پژوهش گفته شد معالجه سردرد به شیوه زیر بود.

- سرکوت(sarkut) عنوان سردردى است که سر فرد به سویى افتاده باشد. در این موقع ابتدا زنان خبره درمان‏گر سوزنى را نخ کرده و ته آن را بر پیشانى فرد مى‏گذاشتند. بعد سر نخ‏ها را از پشت سر با هم اندازه مى‏کنند تا بلندى و کوتاهى آن را مشخص کنند. بدین‏ترتیب هر چهار سوى سر بدین شیوه اندازه گرفته مى‏شود. هرکدام از نخ‏ها بلندتر باشد، باور دارند سر به همان سمت افتاده، لذا براى درمان باید سر را در جهت عکس آن یک دفعه به پایین کشید درمانگر براى این منظور دستمال چهارگوشى را بر سر بیمار مى‏اندازد، بعد دور سر را با دستمال دیگرى دو گره مى‏زند. آنگاه دوک پشم‏ریسى/ تیغ تشى(tas ?i) را در میان گره‏ها قرار داده و پیچ مى‏دهد. بدین ترتیب، هم دستمال روى سر بیمار محکم شده و هم از شدت درد کاسته مى‏شود. وقتى دوک به اندازه کافى پیچ داده شد روسرى را از ناحیه گوشه‏هاى آویزان شده گرفته و سر را در جهت مخالف افتادگى یک دفعه به پایین مى‏کشد.

- همچنین در روستاى کوپر علاوه بر موارد گفته‏شده، مقدارى گوشت را در قابلمه بدون آب ریخته و روى آتش قرار مى‏دهند با سوختن گوشت‏ها فرد مبتلا به سردرد باید دود آن را استنشاق کند.

- اما پزشک سنتى روستاى گردکشانه براى درمان سردرد داروهاى دیگرى را توصیه مى‏کند. طورى که مالیدن مقدار روغن ریشه زنبق، خوردن جوشانده برگ نارنج تلخ، گوشت قرمز کباب شده بر آتش، کله‏پاچه، فندق، و شکستن تخم کدو از ساده‏ترین روش‏هاى درمان سردرد هستند. همچنین مقدارى گل بنفشه را در آب جوشانده، سپس بیمار باید همه محتویات آن را بخورد. یا مى‏توان نیم قاشق‏

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 145

غذاخورى روغن بادام تلخ را یک ساعت و یک شب قبل از غذا به همراه یک استکان آب ولرم میل کرد.

- در صورتى که سردرد با گرفتگى عضلات ناحیه گردن شروع شده و به شقیقه‏ها و پیشانى پیشروى کند، یک پیاله زنجبیل هندى را با روغن شتر ترکیب کرده سپس به هر ناحیه‏اى که شروع اولیه درد از آنجا بوده شب هنگام مى‏مالند موجب التیام سردرد خواهد شد.

دندان‏درد

داغ گذاشتن دندان با شیشه یا کشیدن آن با گاز (کلبتین) در حالت‏هاى خیلى شدید درد از معمول‏ترین شیوه‏هاى درمان در مناطق حوزه پژوهش در ایام قدیم بود. همچنین قرار دادن یک یا دو دانه میخک بر دندان معیوب از دیگر روش‏هاى درمانى است.

با وجود این در روستاى گردکشانه 200 گرم از گیاه دمیرتیکانى(damir tik ni) را کوبیده با نیم پیاله نمک دریا و دو کاسه آب مى‏جوشانند. داروى فوق باید آن‏قدر بجوشد تا سه استکان بماند. بعد فرد باید آن را غرغره کند.

در روستاى کله‏سیپان مقدارى از پوست درختچه‏اى به نام تیرو(tiru) را کنده و روى دندان معیوب قرار مى‏دادند در صورت بهبودى نیافتن با این روش، دندان را با تکه‏اى شیشه گرم‏شده داغ مى‏زدند.

قرار دادن مقدارى لپه یا نمک روى دندان یا غرغره کردن با آب جاتر (کاکوتى) جوشانده‏شده در روستاى کولیج از جمله روش‏هاى درمانى در ایام گذشته بود. مضافا برخى از افراد مقدارى ادرار گوساله نر را آن‏قدر مى‏جوشانند تا مایع غلیظى بر جاى بماند، سپس آن را روى دندان مى‏مالیدند.

یکى دیگر از درمان‏هاى معمول در روستاهاى سوغانلو، قلعه‏تراش، کولیج، و شهرستین استفاده از بذر گیاهى به نام غربانگ‏[5] است. براى این منظور آتشى روشن کرده، سپس کاسه آبى را در کنار آن قرار مى‏دهند. بعد مقدارى از بذرهاى این گیاه را روى خاکستر آتش ریخته و مى‏سوزانند. فرد باید دستمالى را بر سر خود انداخته، سپس دهان باز خود را و در معرض دود آن قرار دهد، در نتیجه کرم‏هاى دندان در آب کاسه خواهند افتاد. همچنین در روستاى سوغانلو قرار دادن مقدارى شو(s v) / زاج سفید روى دندان از دیگر روش‏هاى درمانى است.

گوش‏درد

یکى از معمول‏ترین روش‏هاى درمانى گوش‏درد کودکان در همه مناطق حوزه پژوهش دمیدن دود سیگار به داخل گوش بود. همچنین در کله‏سیپان و قلعه‏تراش یک برگ از کاغذ سیگار را پیچ داده، سپس داخل گوش کودک قرار مى‏دادند. در گردکشانه مقدارى از گل همیشه‏بهار را تر یا خشک کوبیده و آبش را در گوش مى‏ریختند البته برگ‏هاى گیاه خشک‏شده این گیاه را جوشانده پس از عبور دادن از صافى داخل گوش مى‏ریختند. یا مقدارى میخک را به همراه زیره سیاه کرمانى (دود به یک) با هم ترکیب و مى‏جوشانند بعد آبش را پس از عبور دادن از صافى در گوش مى‏ریزند. در پیرانشهر نیز زرده تخم‏مرغ را گرم کرده و روى گوش قرار مى‏دادند. یا در کله‏سیپان به جاى کاغذ سیگار از کاغذهایى که قندهاى عراقى را بین آن مى‏گذاشتند، استفاده مى‏کردند. اهالى روستاى کولیج مضاف بر دمیدن دود در

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 146

گوش در برخى موارد مقدارى کشک از همسایه گرفته، بعد آن را به سیاهى (دوده) زیر دیگ مى‏کشیدند، سپس کشک آغشته به دوده را روى گوش قرار مى‏دادند. یا در روستاهاى سوغانلو و کوپر مقدارى روغن را داخل پوست بیرونى پیاز ولرم کرده سپس در گوش کودک مى‏ریختند. همچنین در شهرستین خرما یا کشمش را کوبیده و پشت گوش قرار مى‏دادند.

سرماخوردگى‏

براى درمان سرماخوردگى در روستاى کله‏سیپان نوشیدن شیر گاو یا تهیه غذایى با بروش(barovs) (نوعى گندم قرمز باریک‏اندام) و فلفل از جمله روش‏هاى معمول درمان سرماخوردگى بود.

- در روستاى کولیچ مشتى از گیاهان وحشى همچون پنگ(peng) ، پونه، جاتره، و کاکوتى را جوشانده و مى‏خوردند. در قلعه‏تراش نیز، یا دم کرده زنجبیل و دارچین مى‏خوردند یا غذاى به نام شیلک(s ?ilaka) تهیه کرده و مى‏خوردند. این غذا معمولا از ترکیب فلفل تلخ، کاکوتى، برنج، نمک و روغن به مقدار کم تهیه مى‏شود.

- در سوغانلو نیز علاوه بر نوشیدن چاى دارچین یا چاى با فلفل از غذاى حلیم آب هم استفاده مى‏کنند.

براى تهیه این غذا مقدارى برنج را به همراه فلفل و کمى روغن در آب پخته و کته مى‏کنند.

بیرون(biru)

نوعى زخم پوستى قارچى است که ابتدا سرخ شده و به مرور ایجاد خارش مى‏کند. در نتیجه خاراندن، محل مزبور ترک برداشته و خون‏آبه‏اى از آن تراوش مى‏کند که نهایتا تبدیل به زخم مى‏شود.

- در گردکشانه براى درمان آن مقدارى زاج سفید را کوبیده با جوهر لیمو و کمى سرمه و حنا ترکیب مى‏کردند و بعد با افزودن مقدارى گریس به شکل پماد درآورده سپس روى زخم مى‏مالند.

- براى درمان آن در کله‏سیپان به دو شیوه عمل مى‏شد. با این مهم که بیرو را در این روستا به دو نوع تر و خشک تقسیم مى‏کنند. بیروى تر را با مالیدن ترکیب مقدارى حنا و مغز گلوان(gelv n) (میوه درختى) روى آن معالجه مى‏کنند. اما براى بیروى خشک مقدارى وازلین روى آن مى‏مالند. اما در سوغانلو مقدارى از گیاهى به همین نام بیرو را در هاونگ کوبیده آبش را مى‏گیرند. سپس آب آن را از صافى عبور داده و با پنبه یا چوب کبریت روى زخم مى‏مالیدند. گفتنى است که استفاده از دستکش موقع مصرف آب گیاه بیرو الزامى است چرا که سوزاننده است. اما در قلعه‏تراش تکه‏اى از شاخه درخت گز را سوزانده روغن تراوش‏شده از ته شاخه را با حنا ترکیب و روى بیرو مى‏مالند.

با اوصافى که گذشت اهالى روستاى کوپر در صورت مشاهده بیرو در بدن خود دست، صورت یا سر پیش سیدى به نام ملا محمد در خود روستا مى‏رفتند. وى مقدارى حنا را در کف دست خود گرفته و با آب دهانش آن را به شکل خمیر درآورده، سپس روى بیرو مى‏مالید.

زگیل‏

براى درمان زگیل/ بالوک(b luka) در حوزه پژوهش شیوه‏هاى درمانى زیر را به کار مى‏بردند:

- در شهر پیرانشهر مقدارى روغن مار روى زگیل مى‏مالند.

- در گردکشانه دو نوع درمان براى از بین بردن زگیل گفته شد.

- مقدارى زنبق را با فضله گنجشک ترکیب کرده و بیست دقیقه روى زگیل قرار مى‏دهند.

- ابتدا مقدارى زاج را با نمک دریا مى‏کوبیدند. سپس روى زگیل را زخم کرده و داروى فوق را روى آن مالیدند. بعد کمى هم سرمه مى‏کشند.[6]

 

 

 

 



[1] جمعى از نویسندگان، پیام بهارستان، 1جلد، کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1390 ه.ش.

[2] ( 1). تاریخ اجتماعى ورامین از ابتدا تا عصر پهلوى، امینى و رضوان، صفحه 23.

[3] جمعى از نویسندگان، پیام بهارستان، 1جلد، کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1390 ه.ش.

[4] جمعى از نویسندگان، پیام بهارستان، 1جلد، کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1390 ه.ش.

[5] ( 1). این گیاه را در روستاى کوپرگیاباند(giy band ) مى‏نامیدند.

[6] جمعى از نویسندگان، پیام بهارستان، 1جلد، کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1390 ه.ش.

 

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون) ؛ ص147

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 147

اما آنچه بیش از همه در حوزه پژوهش در خصوص درمان زگیل گفته شد این بود که اهالى اغلب به قبرستان‏ها رفته و شاخه‏هاى درختى به نام تیرو(teru) ، که در برخى از نقاط داربالوک(dare b luka) نامیده مى‏شود، را پیچ مى‏دهند سپس هنگام مراجعت بدون اینکه به پشت سر خود نگاهى بیندازند از محل دور شده و به منزل باز مى‏گردند باور دارند با پوسیدن شاخه‏هاى پیچ داده شده زگیل نیز پوسیده شده و خودبه‏خود خواهد افتاد.

- مضاف بر مورد یاد شده در روستاى کله‏سیپان حشره‏اى به نام آلى پلینگ را له کرده و آبش را روى زگیل مى‏زدند. یا در کولیج زگیل را از ریشه مى‏سوزانند. همچنین اهالى قلعه‏تراش و شهرستین به دعانویس مراجعه کرده و وى دعاى زگیل را بر هفت دانه جو و هفت دانه نمک مى‏خواند. سپس از فرد مبتلا به زگیل مى‏خواست آن‏ها را در زیر خاک چال کند. بنا به اعتقادات مردم محل و سفارش دعانویس با پوسیده شدن جوها زگیل نز پوسیده و از بین خواهد رفت.

زردى‏

سابقا براى درمان این بیمارى که در اصطلاح محلى زردویى گفته مى‏شود شیوه زیر به کار برده مى‏شد. با این مهم که امروزه این نوع درمان‏هاى سنتى کنار گذاشته شده و افراد مبتلا به زردى به پزشکان و طبیبان عمومى مراجعه مى‏کنند. با این حال به غیر از روستاى گردکشانه که درمانى براى این بیمارى عنوان نشد در دیگر مناطق بررسى‏شده معمول‏ترین درمان نگاه‏کردن فرد بیمار به ماهى درون کاسه آب بود. به این باور که زردى به چشمان ماهى منتقل شده و بدین‏ترتیب ماهى در دم جان مى‏سپارد. مضافا در روستاهاى قلعه‏تراش و کله‏سیپان فرد مبتلا به زردى چند عدد از ماهى‏هاى کوچک جویبارى را زنده‏زنده مى‏بلعید.

همچنین به غیر پیرانشهر و شهرستین و کله‏سیپان در سایر مناطق بررسى‏شده مهره زردرنگى به نام زردویى بر گردن بیمار مى‏آویختند.

سرخک‏

و یا سورژ(sureza) از بیمارى‏هاى پوستى است که هر فردى در طول عمر خود یک بار به آن مبتلا مى‏شود. این بیمارى علائمى چون سردرد، تب و لرز، سنگینى پلک چشم‏ها دارد. که مدت بهبودى آن از زمان شروع علایم نه روز به طول مى‏انجامد. طورى که در سه روز اول بیمارى بدن شروع به خارش مى‏کند. در سه روز دوم بثورات‏[6] کوچک سرخ‏رنگى از بدن بیمار خصوصا ناحیه سینه بیرون مى‏زند که حاوى چرک‏اند.

در سه روز آخر بثورات آرام‏آرام پوست انداخته و از بین مى‏روند. استراحت در مکانى گرم و خوردن شیرینى‏جات از جمله درمان‏هاى این بیمارى بود. با وجود این امروزه اگر فردى مبتلا به سرخک شود از درمان‏هاى سنتى حکیمان قدیم خبرى نبوده و او را، نزد پزشکان شهرى مى‏برند.

کله شاخ(kala sax) حجامت کردن‏

ساکنان مناطق حوزه پژوهش حدود ده الى بیست سال پیش براى درمان بیمارى‏هایى از قبیل باد سرخ، چشم‏درد، و بیرون کشیدن خون به اصطلاح پیس(pis) ، کثیف،

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 148

حجامت مى‏کردند. این کار را معمولا مردان یا زنان خبره انجام مى‏دارند و معمول‏ترین فصل انجام آن زمستان و یا بهار بود. با این مهم که در روستاى کوپر (کله شاخ) را در روزهاى چهارشنبه مى‏زدند. گفتنى است که محل حجامت روى بدن اغلب ما بین دو کتف پشت کمر یا پیشانى بود. براى انجام این عمل ابتدا محل مورد نظر را با شاخ توخالى گاو مکیده و خون را به سطح بدن مى‏رساندند، سپس با تیغ چند برش نزدیک هم و عمودى روى بدن ایجاد کرده و با مکیدن مجدد محل کله شاخ خون را به بیرون مى‏آورند. در روستاى کوپر براى التیام جاى تیغ‏ها مقدارى حنا مى‏مالیدند.

جراحات‏

براى درمان جراحات در روستاى گردکشانه مقدارى روغن زنبق سیاه روى عضو مالیده مى‏شد. و یا مقدارى هن‏زرود(han za rud) را کوبیده و روى محل پاشیدند.

کوفتگى‏

براى درمان کوفتگى در حوزه پژوهش به ترتیب زیر عمل مى‏شد.

- در شهر پیرانشهر، روستاهاى کولیج و کوپر در صورتى که عضوى از بدن فردى مخصوصا مچ و دست‏ها حالت کوفتگى (جامام در اصطلاح محلى) پیدا مى‏کرد. براى التیام درد آن مقدارى از خاکستر گرم تنور را در پارچه‏اى گذاشته و به دور مچ دست مى‏بستند. مضافا در شهر پیرانشهر و روستاهاى سوغانلو، قلعه‏تراش نیز مقدارى تفاله گرم چاى تیلت(tilta) ، را براى درمان کوفتگى به کار مى‏بردند.

- بستن برگ‏ها گیاه مکوک/ شیرین‏بیان کوبیده‏شده روى کوفتگى در پیرانشهر و روستاهاى کله‏سیپان، کولیج، سوغانلو، قلعه‏تراش و کوپر از دیگر شیوه‏هاى معمول درمان است با این مهم که در روستاى قلعه‏تراش برگ‏هاى این گیاه را با ریشه جوشانده پس از اینکه قوام آمد به شکل ضماد استفاده مى‏کنند.

- در روستاى کولیج نیز مقدارى یونجه کوبیده و روى عضو قرار مى‏دادند یا در سوغانلو مقدارى آرد گندم را با کمى آب و روغن ترکیب کرده، پس از اینکه آن را گرم کردند دور مچ دست مى‏بستند. یا در روستاى گردکشانه مقدارى کتیرا گرم کرده، پس از اینکه نرم شد وى عضو مى‏بندند.

دررفتگى‏ها

دررفتگى‏شانه‏

بنا به اظهارات شکسته‏بند محلى به دو شکل ایجاد مى‏شود. طورى که براى جا انداختن نوع ساده آن، شکسته‏بند کف یک دست خود را روى محل دررفته گذاشته و با دست دیگر خود، دست مصدوم را گرفته، به آرامى به سمت بالا حرکت داده و یک فشار آنى نیز به آن وارد مى‏کند.

- در دررفتگى نوع دیگر که شانه به پایین حرکت مى‏کند. شکسته‏بند پارچه‏اى را به شکل گویى به نام گلول(gulul) درآورده و زیر بغل فرد مصدوم قرار مى‏دهد. بعد دست وى را به پایین فشار مى‏دهد.

این در حالى است که پارچه گلوله‏شده را با دست دیگر خود محکم نگه داشته و همزمان آن را به بالا مى‏راند.

دررفتگى آرنج‏

براى درمان این دررفتگى شکسته‏بند انگشت شست خود را ما بین آرنج گذاشته و با دست دیگر ساعد مصدوم را به سمت بالا و روى بازو خم مى‏کند.

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 149

دررفتگى مچ دست‏

براى جا انداختن مچ دست ابتدا پارچه‏اى را دور مچ دست پیچیده سپس تخته‏اى ضخیم روى مچ گذاشته مى‏شود. بعد شکسته‏بند دستمالى را دور مچ قرار داده و یک گره به آن مى‏زند.

در این موقع تکه مفتول فلزى را زیر گره قرار داده و آرام‏آرام پیچ مى‏دهد، تا استخوان‏هاى دررفته مچ در جاى اول خود قرار گیرند.

توپى ران‏

براى این منظور فرد مصدوم به شکم روى زمین دراز مى‏کشد. شکسته‏بند توپى ران را با لمس کردن پیدا کرده و با فشار دو انگشت شست آن را به داخل فشار مى‏دهد.

کشکک زانو

معمولا کشکک به سمت جلو یا راست یا چپ جابه‏جا مى‏شود. اگر دررفتگى به چپ و راست باشد شکسته‏بند زیر زانوى مصدوم پارچه گلوله‏شده‏اى گذاشته و زانو را به داخل پشت تا مى‏کند. این در حالى است که پاى خود را نیز روى پاى دیگر مصدوم قرار داده، سپس پارچه گلوله‏شده را از زانوى مصدوم بیرون مى‏کشد. با اتمام این مراحل تخته‏اى را کنار زانو قرار داده، بعد با دستمالى آن را گره زده و محکم مى‏کند. در این موقع مفتول فلزى را زیر گره دستمال گذاشته و آن را آرام‏آرام پیچ مى‏دهد.

استخوان‏هاى صورت پا

ابتدا شکسته‏بند از مصدوم مى‏خواهد پاى خود را عمود بر تخته‏اى به اندازه پاى انسان، که بخش میانى آن مقعر است، قرار دهد آن‏گاه شکسته‏بند بیمار را محکم گرفته و کف پاى خود را روى پاى دررفته وى قرار داده و مى‏فشارد.

فرورفتگى دنده‏ها

در صورت بروز چنین حوادثى بنا به دستور شکسته‏بند بیمار به پشت خوابیده و کوزه یا تنگى را به دهان گذاشته و در آن مى‏دمد. شکسته‏بند پوست قسمت فرورفته را با دست گرفته و به بیرون و بالا مى‏کشد. سپس مقدارى چسب پارچه‏اى طبى روى قسمت صدمه‏دیده چسبانده و حدود یک هفته مى‏ماند.

جا انداختن‏

دنبالچه کر رن جه(rerenga) اگر دنبالچه فردى به بیرون دررفته باشد شکسته‏بند با توجه به مهارت خود با فشار دو انگشت شست دست همان قسمت را به آرامى مى‏فشارد. اما اگر دررفتگى به پایین و داخل باشد، بدون اینکه شکسته‏بند انگشت در معقد کند، از قسمت بیرون و ته دنبالچه را گرفته و آن را به بالا مى‏کشد.

جا انداختن ستون فقرات‏

اگرچه این بخش از بدن به‏لحاظ وجود نخاع حساس‏تر است در صورتى که شکسته‏بند محلى توان جا انداختن مهره‏هاى ستون فقرات را داشته باشد بدین‏گونه عمل مى‏کند. ضمن اینکه مهره دررفته را با فشار انگشتان خود آرام‏آرام پایین مى‏راند از کناره‏ها نیز فشار وارد مى‏کند.

جا انداختن قوزک پا

براى این منظور ابتدا پارچه نسبتا ضخیمى روى پا پهن مى‏کند. بعد دستمالى را به پاشنه پا و روى قوزک بسته و گره مى‏زند. این عمل در حالى صورت مى‏گیرد که پاى مصدوم به سمت داخل و روى زمین خوابانده شده باشد. سپس گره دستمال را با مفتول فلزى آرام‏آرام پیچ مى‏دهد تا قوزک در محل اصلى و اولیه خود قرار گیرد.

پیام بهارستان (فصلنامه اسناد، مطبوعات و متون)، ص: 150

- در همه دررفتگى‏ها در صورتى که از زمان عضو دررفته چندین روز یا هفته گذشته باشد، چون محل را خون گرفته و کمى سفت شده است براى نرم کردن آن براى جا انداختن مقدارى خرماى هسته گرفته را با دنبه گوسفند ترکیب کرده و خوب مى‏کوبند. بعد این مرهم را یکى دو روز روى عضو دررفته مى‏بندند.

شکستگى‏ها

شکستگى‏ها اغلب بسته یا باز اتفاق مى‏افتد. در صورت بروز حادثه از نوع اول استخوان شکسته‏شده در داخل گوشت بدن مى‏ماند. در حالى که در شکستگى نوع دوم استخوان گوشت بدن را پاره کرده و بیرون مى‏زند. در چنین مواقعى محل زخم‏شده بسته نمى‏شود.

معمول‏ترین مرهم براى التیام هرچه زودتر عضو شکسته‏شده ترکیب زرده تخم‏مرغ و روناس است.

طورى که این دو ماده غیر گیاهى و گیاهى را خوب با هم ترکیب کرده و روى پارچه متقالى خام یا آب‏ندیده مى‏کشند، بعد محل شکسته را با آن مى‏بندند.

معمولا براى درمان شکستگى‏ها پس از اینکه شکسته‏بند با توجه به سوابق تجربى خود قطعات و تکه استخوان‏هاى شکسته‏شده را با لمس کردن در جاى اصلى قرار مى‏دهد. آن‏گاه دور محل شکستگى را با مرهمى که از آن یاد شد بسته و براى ثابت نگه داشتن عضو دور تا دور آن را کارتن‏[6] قرار داده و با پارچه مى‏بندد.

با توجه به نوع شکستگى‏ها التیام عضو معمولا در جوانان حدود یک الى دو هفته و در مورد افراد میان‏سال و پیر حدود بیست روز به طول مى‏انجامد. خارش و تورم عضو نشانه جوش خوردن استخوان‏ها و بهبودى است همچنین در صورت بهبودى رنگ عضو به سوى سفیدى و رنگ طبیعى پوست گرایش پیدا مى‏کند.[6]

 

 


دسته ها :
X