طب الرضا (علیه السلام)    در باره :  غذا

                 در ادامه مطلب ................................ 




طب الرضا (علیه السلام)    در باره :  غذا




طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 95


[در باره غذا]

زمین پاکیزه‏


و اعلم ان الجسد بمنزلة الارض الطیبة متى تعوهدت بالعمارة و السقى من حیث لا یزداد فی الماء فتغرق و لا ینقص منه فتعطش دامت عمارتها و کثر ربعها و زکى زرعها و ان تغوفل عنها فسدت و لم ینبت فیها العشب.

بدان که بدن آدمیزاد بمنزله زمین پاکیزه‏ایست اگر هنگامى که خواستى بعمارت و آبیاریش بپردازى اعتدال را رعایت کردى نه آنقدر آب دادى که غرق شود و تبدیل بیک باطلاق و یک پارچه لجن گردد و نه آن اندازه دریغ کردى که تشنه و خشک بماند این چنین زمینى همیشه آباد و معمور خواهد بود، حاصلش فراوان و بهره‏اش پاکیزه است ولى اگر در باره آن غفلت شود تباه میگردد و دیگر سبزه‏اى در آن نخواهد روئید.

----

این نویدى است که نوشته امام هشتم شیعیان بهوا داران طول عمر میدهد.

بدن آدمیزاد را تشبیه بیک قطعه زمین پاکیزه‏اى فرموده که آبادى آن باعتدال در آبیارى آنست اعتدال در آبیارى زمین را براى همیشه معمور میدارد پس تعادل در مزاج نیز بخشاینده سلامتى دائم و زندگى جاودانست. کلمه دامت عمارتها متضمن همان معانى است که از جمله (زندگانى دائم) فهمیده مى‏شود.

پس غذا و تدبیر و اعتدال در آن رمز طول عمر و زندگى دائم است.

اگر طالب عمر دراز و خواهان سلامتى دائمیم باید باور کنیم که قاتل ما شکم ما است گاهى از گرسنگى خون ما را میمکد و گاهى از سیرى و امتلاء طغیان کرده شاهرگ ما را میزند.

در اینکه بیشتر از امراض بر اثر پرخورى است جاى صحبت نیست، ما بیش از اندازه میخوریم پیشتر از گرسنگى میخوریم لذا خیلى کمتر از آنچه تصور میرود عمر میکنیم خیلى از مرگ و میرها بر اثر پرخورى است. بقول دکتر گیلورد هاوزر اشخاص پرخور عمر

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 98

خود را کوتاه میکنند زیرا هر گره‏اى که در دور کمر به نسبت دور سینه زیاد شود یک سال از عمر آدمى را کم میکند.

چیزى را که باید توجه داشت موضوع کم خورى است کم‏خوریها بیشتر نه از نظر کمیت است بلکه از جهت کیفیت است، غذاهاى ما غالبا فاقد مواد لازم و ویتامینها است اشتباهات بزرگ بعضى از مکتشفین و اساتید علم طب و افراطکاریهاى ما در تقلید از اروپائیان موجب شده است که غذاى زنده و سالمى نداشته باشیم یعنى از نظر کیفیت غذائى گرسنه بسر ببریم.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 99

زمین زنده مى ‏شود

فالجسد بهذه المنزلة و بالتدبیر فی الاغذیة و الاشربة یصلح و یصح و تزکو العافیة فیه.

پس بدن بمنزلت همان زمین است به تدبیر عاقلانه‏اى که در خوراک 

و نوشاب بکار مى‏رود صحیح و سالم میماند

و نیروى سلامتى در آن زیاد میگردد.

جمله «تزکو العافیة فیه» نوید دیگرى است و دیگر بار هواخواهان طول عمر را امیدوار میسازد. «زکاء و زکو» بمعناى زیاد شدن است بنا بر این عبارت فوق صراحت در این دارد که تدبیر عاقلانه در خوردن و نوشیدن، علت عمده طول عمر است و مردمى که زندگى معقولى از نظر خوراک داشته باشند نه تنها پیرو ناتوان نمیشوند بلکه هر چند در امتداد زمان جلوتر بروند نیروى صحت و عافیت آنها بیشتر مى‏شود مزاج آنها مانند بنائى است که مصالح درست و محکمى در آن بکار رفته باشد که نه تنها از باد و باران گزند نمى‏بیند بلکه آب و آفتاب بر استحکام و دوام آن مى‏افزاید.

بنا بر این هر کس میخواهد طول عمر خود را بداند بوضع غذاى خود نگاه کند: فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ‏ پرفسور پیردلور میگوید: دانستن طرز تغذیه یکى از مهمترین عوامل تندرستى است که متأسفانه کمتر از هر چیز مورد توجه قرار میگیرد.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 100

در انتخاب خوراک و طرز غذا خوردن اشتباهات زیادى است که بعضى از آنها بقرار زیر است:

پرخورى را وسیله تندرستى و طول عمر میدانند، اشتها را یگانه معیار براى سنجش احتیاج بدن بخوراک میشناسند، تا اشتها باقى است مى‏خورند، گوشت و قهوه و چاى و الکل را در ردیف غذا آورده‏اند، بغذاهائى که با وسائل مصنوعى درست شده بیشتر رغبت میکنند.



طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 101


چگونه تغذیه شود؟

فانظر ما یوافقک و یوافق معدتک و یقوى علیه بدنک و یستمرئه من الطعام فقدره لنفسک و اجعله غذائک.

پس به بین چه چیز موافق حال تست و مناسب شکم تست و بدنت از آن نیرو میگیرد و آن را خوش و گوارا مى‏شناسد، این چنین طعامى را براى خود اندازه‏گیرى کن و غذاى خود قرار بده.

پرفسور پیر دلور استاد دانشکده لیون در کتاب خود (بهداشت براى همه) میگوید غذاى هر فرد باید متناسب با وضع مزاج خود باشد.

خوراک باید با احتیاجات بدن تناسب داشته باشد لذا لازمست که برنامه غذائى بر حسب سن، طرز زندگى، شغل و حرفه شخص و فصل زمان تغییر یابد اگر جوان هستید و مخصوصا هر گاه ورزش میکنید یا کار روزانه شما عمل جوارح و عضلات است بغذاى بیشترى احتیاج دارید و از نان گندم و جو و مواد قنددار مقدار زیادترى مصرف کنید زیرا آنها هستند که فعالیت عضلات را زیاد میکنند.

بر عکس اگر کارتان حرکت زیاد نمیخواهد یا نسبتا مسن شده‏اید از مقدار غذا بکاهید. براى اشخاص پیر و کسانى که در مناطق گرمسیر یا در فصل پرحرارت تابستان بسر میبرند غذا کمتر لازم است و باید از گوشت و چربى کمتر مصرف کنند و بعکس از ترشیجات و سبزیها و میوه‏جات زیادتر میل نمایند.

در فصل زمستان و مناطق سردسیر خوردن گوشت و چربى و تخم مرغ بیشتر لازم است علاوه آنکه در موقع انتخاب غذا باید حالت مزاجى و روحى و تغییرات ناگهانى آن را نیز در نظر گرفت.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 102

میان طبیعت و بدن‏

و اعلم ان کل واحدة من هذه الطبائع تحب ما یشاکلها فاغتذ ما یشاکل جسدک.

بدان هر کدام از این طبیعت‏ها خواهان غذائیست که با آن مشاکل باشد و مناسبت داشته باشد پس غذائى را انتخاب کن که مناسب طبیعت بدنت بوده باشد.

مراد از طبایع در عبارت فوق طبیعت‏هائى است که بقول قدماء بواسطه غلبه یکى از اخلاط اربعه در مزاج پیدا مى‏شود.

قدماى از حکما و فلاسفه و اطباء معتقد بودند که عالم اجسام از چهار عنصر ترکیب شده: آب، آتش، خاک و هوا که هر کدام داراى طبیعت مخصوصى هستند سرد و گرم و تر و خشک مزاج آدمیزاد نیز از چهار خلط ترکیب شده بلغم و صفراء و سوداء و خون و هر کدام از اینها داراى طبیعتى هستند و هر یک از آنها که در مزاج غلبه داشت مزاج بآن نامیده مى‏شود و داراى همان طبیعت خواهد بود.

طب امروز با این اصول موافقتى ندارد و آنها را افسانه‏هاى کهنه‏اى بیش نمیشناسد ولى انصاف آنست که اصول علمى قدماء هنوز بحد اندراس نرسیده و با توجه بروش معالجات قدیم و خواصى که براى داروها و غذاها روى همان مبانى میدانستند خوب معلوم مى‏شود که افسانه شمردن اصول طبایع ناشى از قلت تدبر و غرور علمى است.

مقصود از مشاکل موافق است یعنى طبیعت هر کس طالب چیزى است که با او توافق و مناسبت داشته باشد مثلا کسى که مزاج‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 103

حار دارد طالب بارد و سردى است و آنکه صاحب مزاج رطوبى است خواهان غذاى خشک مى‏باشد به بیان دیگر طبیعت هر کس متمایل بنوعى از غذا است که از همان نوع در مزاج شخص کمبود پیدا کرده باشد.

این طلب و خواهش نامش هوس است.

همان طور که شخص هنگام کمبود غذا و خالى شدن معده گرسنه مى‏شود و خواهش طعام میکند و هنگام تشنگى که کمبود رطوبت بدن و کبد است تمناى آب، وقتى هم یکى از عناصر ترکیبى وجود او کمبود پیدا کرد میل انسان بخوردن چیزى که داراى همان ماده و عنصر باشد تحریک مى‏شود و آن را طلب میکند چیزى که هست اگر قبلا از همان غذا خورده باشد بکیفیتى که حافظه آن را ضبط کرده باشد بمحض اینکه هوس تحریک شد براهنمائى حافظه مستقیما بسراغ همان غذا میرود.

چنان که با آن نوع غذا آشنائى نداشت سایر حواس مخصوصا ذائقه و شامه آن را میان اشیاء حتى خاک و ذغال و توتون و غیره جستجو میکند بسا هست که آن را در میان غیر خوراکى پیدا کند با کمال بى‏قرارى آن را بهر وسیله که باشد جذب بدن میکند زنان آبستن غالبا بهمین سرنوشت مبتلا مى‏شوند.

پس براى آنکه بغیر خوراکیهاى سالم و مفید رغبتى نکنیم نیکو است بدن را با خوراکهاى متنوع مناسب آشنا کنیم از هر غذاى سالمى مکرر بمقدارى که در ذهن صورت آن غذا بماند مصرف کنیم.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 104

در بعضى از نسخ بجاى کلمه (فاغتذ) فاعتد بمعناى تکرار کردن عمل آمده و این معنا با مطلب فوق بسیار تناسب دارد.

سفارشى که امام هشتم علیه السّلام براى موافقت طبیعت میکند دو قسم اولست.

مضمون عبارت به بیان ساده‏تر اینست که هر کس طالب سلامتى و عمر دراز است باید طورى تغذیه کند و نوعى از خوراکها را انتخاب کند که مناسب مزاج و نیروى طبیعى اوست زیرا هر بدنى طورى ساخته شده و هر مزاجى قسمى ترکیب شده هر مردمى با مردم دیگر از نظر طرز خوراک و جهات دیگر تفاوت دارند.

آیا این چیزى است که علم جدید با آن حق مخالفت داشته باشد انصاف آنست که علم جدید نیز همین را میگوید جز اینکه اصطلاحاتش دیگر است و از راه دیگرى همین حقیقت را مبرهن مى‏سازد.

علم جدید در عمل کبد چیزى اثبات نکرده که ابطال قول قدما کند.

علم جدید در ترکیب بدن و مزاج مطلبى را مدلل نساخته است که مقتضى بطلان اعتقاد باخلاط اربعه باشد و هرگز نمیتواند وجود خون و بلغم و صفرا و سودا یا تأثیر آنها و یا لزوم اعتدال آنها را انکار کند.

نهایت بهانه علم جدید براى مخالفت با طبایع و اصول قدما آنست که آنها اصطلاح سرد و گرم و تر و خشک بکار برده‏اند دشمنى با اصطلاح جز اینکه دلیل بهانه‏جوئى باشد نمیتواند حقیقتى را روشن و باطلى را نابود سازد.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 105

اگر معلوم شود که مقصود از سردى و گرمى و ترى و خشگى یک سلسله آثار محسوس و گاهى حقایق عقلى فلسفى است چه جواب خواهند داد.

این حقیقت با توجه بآثار قدما روشن میگردد و بخواست خداوند در جاى دیگر همین کتاب توضیح میدهیم.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 106

قبل از سیرى‏

و ارفع یدیک من الطعام و یک الیه بعض القرم و عندک میل فإنه اصلح لمعدتک و بدنک و اذکى لعقلک و اخف على جسمک.

در حالى که هنوز گرسنگى باقى و میل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار که این چنین غذا خوردن براى معده و بدن اصلح و براى عقل پاکیزه‏تر و بر جسم و تن بارى سبکتر است.

میل و اشتهاى حیوانات تابع مصالح آنها است یعنى حیوان بقدرى تمایل بغذا و چیزهاى دیگر پیدا میکند که برایش لازم و کافى است و بهمین جهت کمتر دچار امراض مى‏شود بلکه مى‏توان گفت باغور و بررسى که در زندگى حیوانات شده است اگر حوادث خارجى براى آنها پیش نیاید اگر اهلى نشوند و آزادى آنها بدست زور و فکر اشتباه کار بشر محدود نگردد اصلا مریض نمیگردند.

اما انسان دایره تصورات و خیالاتش خیلى وسیعتر از واقعیات فعلى است یعنى هر چیز را بیش از آنچه فعلا وجود دارد تصور میکند نیروى خیال و تصور او از مرز احتیاج و غریزه واقعى او تجاوز میکند و خیلى بیشتر از آنچه که فعلا بدان محتاج است میطلبد خلاصه زیادتر از آنچه مصلحت اوست مى‏خورد و مینوشد.

اگر از قضاوت و نورانیت عقل کمک نگیرد و باتکاء غریزه گرسنگى و میل و اشتها بخورد دائما دچار رنج و بیمارى است.

شگفت‏تر آنکه عقل هم وقتى مى‏تواند قضاوت صحیح داشته باشد که شکم پر نباشد و مزاج از سلامتى منحرف نشده باشد.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 107

غذاى مناسب فصل‏

کل بارد فی الصیف و الحار فی الشتاء و المعتدل فی الفصلین على قدر قوتک و شهوتک.

هر خوراکى سرد در تابستان و گرم در زمستان مناسب است و غذاهاى معتدل در فصل بهار و پائیز و میزان در اندازه مصرف خوراکیها یا مقدار حرارت و برودت آنها نیروى طبیعى مزاج و خواهش اوست.

ظاهرا مراد از سردى و گرمى در عبارت فوق همان سردى و گرمى طبیعى است نه چیزى که بحس لامسه یا میزان الحرارة شناخته مى‏شود گرچه معناى اخیرهم دور از مناسبت نیست.

بهترین معیار براى شناختن مقدار احتیاج بغذا از نظر کمیت و کیفیت غریزه طبیعى و خواهش نفسانى است ولى شناختن خود این معیار یعنى تمیز دادن میان خواهش واقعى و ساختگى (اشتهاى صادق و کاذب) چندان آسان نیست.

بدن انسان از انواع معدنیات و ویتامینها و دیاستازها و هورمونها و چیزهاى دیگر ترکیب شده همان طور که خالى شدن معده و خشکى کبد ایجاد شهوت نان و آب میکند گرسنگى و تشنگى پدید مى‏آید که اثرش میل و خواهش بنوعى از خوراکیها است.

این نوع از خواهش‏ها که جبران کمبود مواد ترکیبى بدن میکند بخصوص در زنان آبستن خیلى محسوس است و از آن به ویار تعبیر میکنند چنان که گذشت.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 108

البته در صورتى مى‏شود این غریزه و شهوت را معیار قرار داد که مزاج دچار انحراف سخت نشده باشد زیرا وقتى که کمبودى مواد بزمانى دراز کشد مزاج مختل و غرایز آن درست کار نمیکند و همواره صادق و گویا نیست.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 109

پیش از شروع‏

و ابدأ فی اول الطعام باخف الاغذیة التى یغتذى بها بدنک بقدر عادتک و بحسب طاقتک و نشاطک.

هنگام شروع به طعام اول به سبکترین غذاها بپرداز و خود معلومست که مراد از غذاها خوراکیهائى است که بدنت میتواند از آنها تغذیه کند بمقدارى که عادتت بر آن جارى شده و مزاج و معده‏ات تحمل آن دارد و خوشى و نشاطت از آن باقى است.

محتاج بدلیل نیست که مزاجها از حیث هضم و جذب خوراکیها با هم اختلاف دارند کسى که طالب تندرستى است باید نوعى از غذاها را انتخاب کند که معده‏اش آن را بپذیرد و بدنش آن را جذب کند و معیار در انتخاب آن عادت و قدرت جهاز هاضمه و نشاط است با این همه وقتى که میخواهد بخوردن غذاى منتخب خویش شروع کند اول بخوردن سبکترین آنها بپردازد.

وقتى حس گرسنگى تحریک مى‏شود غالبا نظم معقول غذا خوردن را بر هم میزند و بشخص فرصت درست جویدن و رعایت آداب را نمى‏دهد. خوردن غذائى که سبک باشد و زودتر جذب بدن بشود این خاصیت را دارد که حس گرسنگى را تخفیف داده و بشخص مهلت آن را میدهد که غذا را خوب بجود و ملایم بخورد و در خوردن زیاده روى نکند انواع آش‏ها و سوپ‏ها که ابتداى طعام مصرف مى‏شود بهمین منظور است.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 110

سوپ باید از موادى بعمل آمده باشد که سبک بوده و زودتر هضم شود.

خوردن سوپ در ابتداى طعام این مزیت را هم دارد که چون رقیق و آبکى است جویدن زیاد نمیخواهد و فعالیت غده‏ها و ترشحات معدى را تخفیف میدهد.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 111

به چند گاه اکتفا کنیم؟

أمر جدى محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم علیا علیه السّلام فی کل یوم وجبة و فی غده وجبتین و لیکن ذلک بقدر لا یزید و لا ینقص.

جدم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم على علیه السّلام را فرمان داد که در هر روزى یک وعده غذا بخورد و روز بعد دو وعده آنهم بمقدارى که زیاد و کم نشود.

در اینکه روزانه چند وعده غذا براى انسان کافى است بطور کلى نمیتوان قانونى گذاشت زیرا مزاجها بر حسب اختلاف آب و هوا و نژاد و کار عوامل دیگر مختلف‏اند.

کسانى که ترشى معده آنها زیاد و بمقدار کافى براى تمدد اعصاب بعد از غذا وقت دارند و از آن استفاده میکنند روزانه به وعده‏هاى کمترى از غذا محتاجند زیرا در هر وعده بیشتر از دیگران میتوانند غذا بخورند.

کسانى که در مناطق گرمسیر و یا در زیر آفتاب سوزان زندگى میکنند بوعده‏هاى کمترى نیازمندند زیرا مایعات بدن آنها تبخیر شده و غذاى آنها دیرتر تحلیل میرود علاوه چربیهائى که بواسطه گرماى هوا از مسامات بدن آنها خارج مى‏شود تبدیل به ویتامین (د) شده و جبران کمبود غذا را میکند.

فسفر و مواد استخوانى این اشخاص زیادتر و در نتیجه قواى آنها بیشتر و محفوظتر است بعکس کسانى که اسید معدى آنها کم و

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 112

یا دچار سوء هاضمه و زخم معده و سقوط آن شده‏اند بوعده‏هاى بیشترى محتاجند زیرا در هر وعده غذاى کافى نمیتوانند بخورند.

اشخاصى که در مناطق سردسیر زندگى مى‏کنند بوعده‏هاى زیادترى نیازمندند.

زیرا بر اثر سردى هوا مایعات بدنشان زیادتر و دفع فضولاتشان بیشتر و ذخیره غذائیشان در بدن کمتر است.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 113

چه وقت دست از طعام بکشیم؟

و ارفع یدیک من الطعام و انت تشتهیه.

دست از طعام بردار در حالى که هنوز اشتهایت باقى است.

در زیانهاى پرکردن شکم و فواید کم خوردن هر کس کما بیش مطالبى را خوانده و شنیده و تجربه کرده است. در این کتاب نیز به بعضى از آنها برخورد میکنید ولى آنچه مورد اهمیت و قابل بحث است و در غیر این کتاب کمتر بآن دست مى‏یابید موضوع تفاوتى است که از نظر اشتها میان ما و حیوانات وجود دارد.

این مطلب را یک بار قبلا بیان کردیم و باز تکرار مى‏کنیم که باید توجه داشت حیوانات بیش از آنچه مصلحتشان هست میل و اشتها پیدا نمیکنند. حکمت کردگار بحیوانات عقل نداده تا صلاح و فساد خویش را تشخیص دهند ولى میل آنها را در حد لزوم محدود کرده است، ساختمان جهاز هاضمه آنها با ما فرق دارد.

غذائى را که ما میخوریم حتما باید وارد معده ما بشود تا بواسطه ترشح غدد هضم و جذب بدن گردد ولى اغلب حیوانات خصوص چهارپایان یک قسمت عمل هضم در مرى و قسمت دیگر در روده‏هاى آنها انجام میگیرد گرچه در مرى انسان نیز این خاصیت بطور مختصرى یافت مى‏شود اما چون روده‏هاى انسان بهیچ وجه ترشح اسیدى ندارد و همه اعمال هضم در خود معده باید صورت بگیرد لذا شرط تمامیت عمل هضم که مدخلیت تام در سلامتى ما دارد آنست که سر معده کمى‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 114

خالى باشد تا معده بآسانى بتواند روى غذا فعالیت کند، معده ما مشکى را مى‏ماند که دوغ در آن ریخته و بزنند تا کره‏اش جدا شود و معلومست مشکى که پر باشد این کار از او ساخته نیست چنانچه اصرار داشته باشند با خطر ترکیدن دست بگریبان است.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 115

آشامیدنى‏

و لیکن شرابک على اثر طعامک من الشراب الصافى العتیق مما یحل شربه و انا واصفه.

باید شربتى را که مینوشى پس از طعام و در پى آن باشد، از شراب کهنه‏اى که نوشیدنش حلال باشد و من آن را برایت توصیف میکنم.

مقصود از شراب در این عبارت آب خالص نیست بلکه یکنوع شربت شیرینى است حلال که جانشین خمر و شراب حرام میگردد زیرا علاوه بر آنکه شرح این شربت خواهد آمد نوشیدن آب خالص در پى غذا زیانش بیشتر از منفعت است خصوص اگر غذاى چرب خورده شده باشد که با تأکید کراهت آن اعلان شده است و در صورتى که از آن ناچار شویم دستور آنست که لقمه نان یا غذاى خشک دیگرى روى آن میل کنیم.

تأثیر شربت شیرین غلیظ در عمل هضم روى غذا از مطالبى است که طب امروز حقیقت آن را اثبات کرده است ولى چنان که مى‏بینیم بیش از هزار سال پیش امام هشتم علیه السّلام آن را توصیه فرموده‏اند.

همان طور که عبارت فوق بیان میکند شربتى روى غذا خوب و مفید است که حلال و مطابق دستور باشد نوشابه‏هاى الکلى که بیشتر بهمین منظور مصرف مى‏شود نه تنها منظور را بطور کامل تأمین نمیکند خطرهاى بزرگى را نیز متضمن است.

پرفسور پیردلور میگوید: بر خلاف آنچه شهرت یافته مواد

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 116

الکلى مشهى نیست و عمل هضم را تسهیل نمیکند و اینکه بعضى تصور میکنند الکل خاصیت اشتها و هضم دارد مربوط بخاصیت حیاتى آن نیست بلکه بیشتر بواسطه تلخى آن میباشد.

الکل عمل گوارش را تسریع نمى‏نماید و حتى موجب کندى آن نیز میگردد.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 117

[فصل بهار]

در بهاران چه میگذرد؟

اما فصل الربیع فإنه روح الازمان و اوله ازار فیه یطیب اللیل و النهار و تلین الارض و یذهب سلطان البلغم و یهیج الدم.

فصل بهار روح زمانها است و اول این فصل ماه آزار است (ماههاى رومى) در این ماه شب و روز پاکیزه و معطر است، زمین نرم مى‏شود و غلبه بلغم از میان میرود و خون بهیجان مى‏آید.

طب و بهداشت صحیح و کامل آنست که گردش زمان و تأثیر هواهاى مختلف فصول را در بدن منظور داشته باشد و بمقتضاى آنها تعیین وظیفه کند زیرا محسوس است که تأثیر فصلها فقط در مزاج درختان و سبزه‏ها نیست بدن آدمى نیز در تحت تأثیر و تربیت آنها است همان فعل و انفعالاتى که در مزاج نباتات پدید مى‏آید در مزاج انسان نیز پیدا مى‏شود.

اگر چهار فصل را عبارت از یک موجود زنده فرض کنیم پائیز و زمستان و تابستان بمنزله جسم و اعضاى پیکر اوست و بهار جان و روان او، در ماه اول این فصل شب و روز هواى خوش پیدا میکند و زمین نرم و آماده پرورش اطفال گیاه میگردد بدن ما نیز نرم و بانشاط و مهیاى ترمیم و تقویت است.

بلغم (یکى از اخلاط چهارگانه) که بر اثر کم شدن عمل تعریق و نیافتن حرارت کافى از خورشید زیاد مى‏شود در بهار که مسامات بدن باز میگردد و تنفس بیشتر از هواى پاک جبران کمبودى عمل تعریق‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 118

مینماید قهرا استیلاى آن رو بکاهش میگذارد و چون بلغم که موجب فرسودگى عروق و سلولهاى قرمز خون بود کاسته شد سلولها بتکثیر نسل پرداخته خون بجنبش و هیجان مى‏آید.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 119

[آغاز بهار]

چه مى‏باید خورد؟

و یستعمل فیه من الغذاء اللطیف و اللحوم و البیض النیمبرشت و یشرب الشراب بعد تعدیله بالماء.

در ماه اول بهار بیشتر غذائى که مناسب است عبارتست از خوراکیهاى لطیف و گوشت و تخم مرغ نیم برشت و نوشیدن شربتى که بعدا وصفش خواهد آمد پس از آنکه با آب خالص تعدیلش کرده باشند.

مقصود از خوراکیهاى لطیف چیزهائى است که بآسانى هضم و جذب بدن گردد و مواد زائدش کمتر باشد در فصل بهار چون سلولهاى بدن ما باقتضاى عوامل طبیعى که در آن موجود است بیشتر از سایر فصول در فعالیت‏اند جهاز بدن سلولهاى مرده را بصورتهاى مختلف خارج کرده و سلولهاى جوان و تازه را جانشین آنها میگرداند قهرا بغذائى بیشتر محتاج است که مصالح ساختمانى تن را سریعتر تهیه کند و فضولات و مواد مدفوعى آن کمتر باشد.

گوشتها در صورتى که با شرائط بهداشت فراهم شوند از جمله همان غذاهاى لطیف است زیرا بدن ما چنان که در جاى خود مسلم شده تقریبا از تمام عناصر وجود ساخته و ترکیب شده است و همه آنها در تجدید مواد بدن (بدل ما یتحلل) لازم است با این فرق که بعضى بى‏واسطه و بعض دیگر با واسطه داخل بدن مى‏شوند، خاک و آب خصوص آب دریا تمام مواد لازم را در بر دارند ولى ما نمى‏توانیم خاک بخوریم و مدام آب بنوشیم ما باید آن مواد را بوسیله گیاه و حیوان وارد بدن‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 120

کنیم همچنین نمیتوانیم پیوسته گیاهخوار باشیم بلکه قسمتى از املاح لازم را که خاک و آب بگیاه داده باید از حیوان بگیریم خلاصه معده ما بعضى از خوراکیها را مستقیما در خود هضم میکند و برخى باید در معده گیاه هضم شود و هضم دومش در معده ما صورت گیرد بعضى دیگر باید در معده حیوان نیز هضم شود و هضم سومش وظیفه ما خواهد بود.

گوشت:

در زیانهاى گوشت بسیار خوانده و شنیده‏اید و چنانچه میدانید برگشت همه‏ى آنها بافراط و زیاده‏روى در اوست و گر نه گوشت در صورتى که با اصول صحیح تهیه شود اگر غذاى لازم انسان نباشد بسیار بجا و سودمند است بلکه با در نظر گرفتن تجربیات و کشفیات دقیق روحى باید گفت گوشت از غذاهاى لازم بشر است.

عده‏اى از دانشمندان اروپا بر علیه گوشت اعلامیه‏هائى منتشر کردند (زیرا گوشتخوارى در اروپا بیش از سایر کشورها رواج دارد بطورى که خوراک گوشتى روزانه آنها بیش از نان و حبوبات میباشد و بر اثر این افراط با آنکه وسائل مصنوعى بهداشتى آنها کاملتر است بیماریهائى مانند پوک شدن استخوان، ضعف غدد بدن و بهم خوردن نظم لوله‏هاى هاضمه و در نتیجه سوء هاضمه و تخامه- حصبه- وباء- سل و سرطان- امراض کبد- تورم امعاء- مرض قند- آپاندیس- بیمارى‏هاى معدى و روده‏اى خصوص انسداد روده- یبوست و امراض دیگر که همه از عوارض گوشتخوارى افراطى است بسیار دیده مى‏شود).

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 121

آنها در نشریه‏هاى خود جدا با گوشت مبارزه و آنها را مهلک بشر معرفى کرده‏اند و معتقدند که باید بطور کلى گوشت را از ردیف غذائى بشر حذف نمود.

اما همان طور که گفتیم این زیانها اگر مستقیما مربوط بگوشت باشد از جهت افراط در آن و عدم رعایت اصول بهداشت (از قبیل ذبح و شکار و نگهداشتن و پختن) است و ربطى باصل خوردن گوشت ندارد.

بدى افراط در خوردن گوشت در مکتب انبیاء و اسلام از مسلماتست و بحد شهرتست که امیر المؤمنین علیه السّلام میفرمود: «شکمهاى خود را گورستان حیوانات قرار ندهید.» در هر حال گوشت تا اندازه‏اى براى بشر لازم است، دکتر غیاث الدین جزایرى مینویسد: از جمله موادى که در ساختمان بشر ضرورت دارد مواد بیض البیضى است که براى هر کیلوگرم وزن آدم 75/ 1 گرم در شبانه روز مورد نیاز میباشد.

این ماده را بآسانى میتوان از گوشت مختصرى تهیه کرد در صورتى که اگر بخواهیم فقط از سبزیجات و غلات بگیریم حد اقل بایستى در شبانه‏روز بیست و پنج کیلو از آنها را بخوریم.

تقریبا 18 در 100 مواد غذائى ما را مواد بیاض البیضى تشکیل میدهد و بیشتر از آن براى بدن سم است و از این مقدار هشت درصد آن را از لبنیات و غلات و میوه‏جات باید تهیه کنیم ده درصد بقیه را از گوشت و احشاء حیوانى ولى نباید از صد گرم در بیست و چهار ساعت تجاوز نماید انسان در شبانه روز حد اقل پنجاه میلى گرم ویتامین پ پ‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 122

لازم دارد در صورتى که میوه‏ها و سبزیها فقط یک میلى گرم در صد گرم از این ویتامین دارند و اگر انسان بخواهد آن را از نباتات تأمین کند باید حد اقل پنج کیلو غذا بخورد و حال آنکه معده انسان چنین گنجایشى ندارد.

گوشت در میان خوراکیها بیش از هر چیز محرک اعصاب است، حیواناتى که گوشتخوار هستند حرکات عصبى آنها فوق العاده است یکنوع جرأت و استقلالى در آنها دیده مى‏شود که جز با مکر و تدبیر نمیشود بر آنها مسلط شد.

گوشت خوردن روح تسخیر و بلند پروازى را کامل میکند و توجه باینکه حیوان مأکول انسان و قربانى اوست شخص را گردن فراز و عالى همت میگرداند.

تخم مرغ:

جهاتى را که در بیان لزوم گوشت در تغذیه بشر خواندید با کمى اختلاف در مورد تخم مرغ نیز هست یعنى مثلا موادى که داراى بیاض- البیضى است در تخم مرغ بحد کافى وجود دارد.

این مواد است که بگوشت بدن ما خاصیت ارتجاعى میدهد و خوراک خون ما میباشد، فرمانهائى که در معده ما زندگى میکنند از این مواد تغذیه مینمایند غدد ما براى ترشحات خود بمواد بیاض البیضى احتیاج دارند.

مواد بیاض البیضى خون را ترش میکنند و تعادل ترشى و قلیائى آن را حفظ مینمایند از جمله ویتامین‏هائى که خیلى در ساختمان بدن و حفظ نظام آن مدخلیت دارد ویتامین (ئى) است و بستگى کاملى‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 123

با موضوع شهوت و نسل دارد.

تخم مرغ سرشار از این نوع ویتامین است لذا در مورد کسانى که بکمى نسل دچارند توصیه شده.

کمبود این ویتامین عوارضى مانند عقیم شدن، سقط جنین، عنن، اختلال اعصاب و عضلات و ضعف قواى باصره و سامعه و بچه نارس متولد شدن و غیره را در بر دارد. ویتامین ح که کمبود آن ضایعاتى را از قبیل امراض پوستى و لکنت زبان پدید مى‏آورد در زرده تخم مرغ بسیار یافت مى‏شود. قدیمى‏ها به کودکان خود که لکنت زبان داشتند تخم کبوتر میدادند.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 124

از چه پرهیز کنیم؟

و یتقى فیه اکل البصل و الثوم و الحامض.

در فصل بهار باید از خوردن پیاز و سیر و ترشى پرهیز کرد.

ظاهرا مقصود از کلمه حامض مطلق ترشى نیست بلکه مراد سرکه است زیرا ترشیهاى دیگر بمقدارى که قابل توجه باشد در دسترس مردم آن عصر نبوده علاوه اطلاقات عبارات عربى این حدس را تقویت میکند مع ذلک ممکن است مراد مطلق ترشیها باشد با توجه باینکه میوه‏هاى اول فصل بهار غالبا کال و نارس و تلخ و ترش میباشد اثبات زیان مصرف آنها محتاج بدلایل زیاد نیست.

در این فصل از خوردن بیشتر ترشیها باید پرهیز کرد زیرا خوردن سرکه خصوص میوه‏هاى نارس قلب را ضعیف میگرداند و خون را رقیق کرده بهیجان مى‏آورد از طرفى مقتضاى فصل بهار نیز آنست که خون زیاد شود و بهیجان بیاید و معلوم است که ضعف دستگاه قلب و هیجان خون با هم مناسبتى ندارند بسا موجبات سکته قلبى را فراهم خواهد آورد. در فصل بهار پیاز و سیر نیز نباید خورد زیرا از جمله خواص این دو میوه گیاهى آنست که فشار خون را پائین مى‏آورد و معلومست که با هیجان خون بهیچ وجه صلاحیت ندارد.

از خواص دیگر سیر و پیاز آنست که هر دو منوم هستند و خواب را زیاد میکنند و اقتضاى فصل بهار و هواى آن نیز همین است بنا بر این مصرف این دو میوه خواب را بیشتر از حد لزوم زیاد کرده و موجب‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 125

بى‏نظمى و اختلال میگردد.

از خواص دیگر این دو، تحریک قوه باه و شهوت است. این خاصیت در خود فصل و جنبش خون نیز هست و با خوردن سیر و پیاز زیادتر از حد صلاح غریزه جنسى بجنبش مى‏آید دیگر آنکه سیر و پیاز بلغم را کم مى‏کند و خود فصل نیز مقتضى کم شدن بلغم است.


دسته ها :
X