خواص خوراکی ها : 

              خرما  و  انگور   و  انجیر  و    ........... 

       طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)




               خواص خوراکی ها : 

    خرما  و  انگور   و  انجیر  و    ........... 

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)




خرما:

گرم، سنگین است، با ارزش خوراکى بالاست، پیوسته‏خوارى آن سفتى در اندام‏هاى درونى پدید مى‏آورد و دندان‏ها را تباه مى‏سازد خون و آب مردانه را مى‏افزاید.

خرماى تازه (رطب) گرمازایى کمترى از آن دارد جز آن که لیزکننده و آلاینده‏ى (لثق)[1] شکمبه است.

انگور:

تنها شیرین آن گرم است. گرمازایى آن کمتر از خرماست و مانند خرما، گرفتگى پدید نمى‏آورد. بادآور و شل‏کننده‏ى شکم، و شاداب‏کننده‏ى تن است و ایستایى و سیخ شدن نرینه را افزایش مى‏دهد.

گونه‏ى نرم آن زود فرورونده و کم‏بادآورتر است. سفت آن ز آن‏سوى است. آنکه مزه‏ى ترشى هم در کنارش باشد گرمازا نمى‏باشد بلکه از بین‏برنده‏ى است، به شرط آنکه با آب سرد شسته، و پیش از خوراک خورده شود.

غوره، سرد، بندآورنده‏ى شکم و از میان‏برنده‏ى زردآب و خون است.

مویز گرماى میانه و ارزش خوراکى خوب دارد و مانند خرما تنگى پدید نمى‏آورد جز آن که خرما ارزش خوراکى بالاتر از آن دارد.

______________________________
(1). جراد: ن. ک نمایه جانوران‏

(2). صباغ: ن. ک نمایه خوراکى‏ها

(3). در نسخه «یح» و «اوق» البازات در نسخه «تیم» البازات در نسخه «اصل» النیازاب آمده است. در «مفید العلوم» اخلاطى است که در خاور شیراز مى‏گیرند، ریشه‏ى گیاهى در حلب سوریه ن. ک «بازات» نمایه خوراکى‏ها

(4). لثق: ن. ک نمایه واژگان‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 196

انجیر:

گرم است و تازه‏ى آن بادآور بوده و نرم‏کننده‏ى شکم است و آمیختگى بد ندارد. خشک آن (انجیر) ارزش خوراکى بالا و گرم‏کننده است. اگر بسیار خورده شود خارش و شپش پدید مى‏آورد. چنانچه پیش از خوراک خورده شود شکم را نرم مى‏کند.

گونه‏اى انجیر (جمیز)[2]:

گرم است، براى شکمبه بد و دل‏آشوب‏آورست. ولى سبک‏تر از انجیر و زود فرورونده است.

موز:

گرم است، براى شکمبه نامناسب، بالاآورنده است، به تندى تبدیل به زردآب مى‏شود، اشتها را کور و شکم را روان مى‏کند، زبرى گلو را مى‏برد.

نیشکر:

گرماى میانه دارد، گلو را نرم مى‏کند و پیشاب‏آورست. سوزش هنگام پیشآب را از میان مى‏برد و براى سرفه سودمند است.

انار:

شیرین آن نه سردى‏زا و نه بادآورست. تشنگى مى‏آورد، گلو را نرم مى‏کند.

ترش آن سینه را زبر و شکمبه و به ویژه جگر را سرد مى‏نماید و جوشش زردآب و خون را فرومى‏نشاند. خمارى مستى و بالا آوردن را از میان برمى‏دارد.

به:

شیرین و ترش آن شکمبه را مى‏بندد و ترش آن بیشتر. ولى اشتها را برمى‏انگیزد و ویژگى آن بند آوردن شکم است. چنانچه پس از خوراک خورده شود فروبردن سنگینى‏ها را زودتر انجام مى‏دهد و هرچه سردتر و ترش‏تر باشد، کار بند آوردن شکم را بیشتر انجام مى‏دهد.

گلابى:

با مزه‏ى شیرین، سردى‏زا نیست همه گونه‏ى آن شکم را بند مى‏آورد مگر آن که پس از خوراک خورده شود که سنگینى را زودتر فرومى‏برد و سرانجام آن، بند آوردن شکم خواهد بود. تابستانى‏[3] (صینى) آن کمتر یبوست‏آور است. و همه گونه‏هاى آن آرام‏کننده تشنگى هستند.

زالزالک (زعرور):

سرد است، بندآورنده‏ى شکم، آرام‏کننده‏ى خون و زردآب است.

______________________________
(1). جیمز: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). در همه‏ى دست‏نوشته‏ها «صیفى» آمده و من هیچ‏گونه وابستگى میان واژه‏ى «چینى» با «گلابى» را با این دورى راه دیار چین از سرزمین ما نمى‏بینم، این واژه‏ى «صیفى» را مناسب‏تر یافتم. گلابى در عراق با نام «عرموط» و در سرزمین سوریه با نام «اجاص» آمده است دو گونه تابستانى و زمستانى دارد. م.

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 197

کنار (نبق):

سرد، خشک است، بندآورنده‏ى شکم، آرام‏کننده‏ى زردآب و شیرین آن اثر کم‏ترى دارد.

توت:

شیرین آن گرم میانه، آلاینده‏ى شکمبه، شل‏کننده‏ى شکم و ترش آن سرد، شل‏کننده‏ى شکم و از میان‏برنده‏ى نیرومند زردآب است.

سیب:

هرچه سردتر باشد، بندآورنده‏تر است، ترش آن براى دهانه‏ى شکمبه خوب است جز آن که شکمبه را از لیزى پر مى‏کند.

آلو:

سرد، شل‏کننده‏ى شکم، فرونشانده‏ى زردآب و کاهنده‏ى اشتها است.

هلو (خوخ):

خیلى سرد، براى شکمبه ملتهب خوب است. آن آهسته فرومى‏رود و سخت به خون تبدیل مى‏شود در پیوسته خوردن آن تب‏هاى بلغمى پدید مى‏آید.

زردآلو:

سرد، شل‏کننده‏ى شکم، بادآور، از میان‏برنده‏ى زردآب، سست‏کننده‏ى شکمبه و فرونشاننده‏ى برافروختگى‏هاى (آماس) آن است. مدتى پس از پیوسته خوردن آن تب‏هایى پدید مى‏آید.

ریواس:

سرد، خشک است، بندآورنده‏ى شکم است، فرونشاننده‏ى زردآب و خون است.

خربزه (بطیخ):

شیرین آن به تندى دگرگون و به زردآب تبدیل مى‏شود و گونه‏هاى دیگر آن فرونشاننده‏ى تشنگى و نمورکننده و پیشآب‏آورست، زیاده‏روى در آن شکمروش خونى‏[4] پدید مى‏آورد.

خیار و خیار چنبر:

هر دو سردند و تشنگى را فرومى‏نشانند و شکمبه را سرد مى‏کنند و پیشآب‏آورند.

بلوط:

سرد و خشک است و بندآورنده‏ى شکم و کاهنده‏ى پیشآب مى‏باشد.

شاه بلوط:

ارزش خوراکى آن بالا و کاهندگى پیشآب آن کم است.

گردو:

گرم است و جوش در دهان پدید مى‏آورد و نیز گرم‏کننده‏ى تن است. تشنگى آور، سردردزاست.

______________________________
(1). هیضه: گذشتگان شکمروش سخت به همراه دل‏پیچه را «هیضه» مى‏نامیدند. نام شکمروش میکروبى وبا از آن ریشه مى‏گیرد.

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 198

بادام:

شیرین آن گرمى میانه دارد، نرم‏کننده‏ى گلو است و میوه‏اى سنگین مى‏باشد که ماندن آن در شکمبه به درازا مى‏کشد. ولى گرفتگى‏زا نیست بلکه گرفتگى‏ها را مى‏گشاید و سوزش پیشآب را آرام مى‏سازد. چنانچه با شکر خورده شود آب مردانه را مى‏افزاید.

پسته:

گرم است، گشاینده‏ى گرفتگى‏هاى جگر است و گرم‏تر از بادام است.

فندق:

از گردو و بادام گرماى کمترى دارد ولى سنگین‏تر از آن دو است و براى نیش کژدم خوب است.

نارگیل:

نیروى جنسى را مى‏افزاید و گرده و پیرامون آن را گرم مى‏کند.

حبة الخضراء

[5]: گرم است، افزاینده‏ى آب مردانه، نیروى جنسى و گرم‏کننده‏ى گرده و چاق‏کننده‏ى آن مى‏باشد، روان‏کننده‏ى خون ماهانه است.

حب سمنه‏

[6]: گرم است، افزاینده‏ى نیروى جنسى، و تروتازه‏کننده‏ى تن است.

لوز الصنوبر:

تن را گرم مى‏کند. براى لرزه (رعشه) و تنگى نفس (ربو) سودمند است و آب مردانه را مى‏افزاید.

دانه‏ى فلفل:

گرم، افزاینده‏ى آب مردانه، سردردزاست.

دانه‏ى زلم:

آب مردانه را مى‏افزاید.

شاهدانه‏

[7]: گرم، سردردزاست، سنگین و تباه‏شونده است، برنده‏ى نیروى جنسى است.

کنجد:

گرم، سنگین و تباه‏شونده است، بدبوکننده‏ى دهان مى‏باشد و سست‏کننده‏ى شکمبه و نرم‏کننده‏ى شکم است.

خشخاش:

سرد است. براى گلو و سینه خوب مى‏باشد و خواب را مى‏افزاید.

سنجد (غبیراء)

[8]: سرد خشک، شکم را بند مى‏آورد و نیز آرام‏کننده‏ى بالا آوردن است.

عناب‏

[9]: گرمایش میانه، براى گلو و سینه نیکو، فرونشاننده‏ى گرمى خون است.

______________________________
(1). حبه الخضراء: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). حب السمنه: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(3). شهدانق: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(4). غبیرا: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(5). عناب: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 199

کورزه (خرنوب شامى)

[10]: گرمایش میانه است، بندآورنده‏ى شکم، گونه‏ى نبطى آن بدون گرمازایى کارکردى نیرومند دارد.

گل خوراکى (طین الأکل)

[11]: سرد، نیروبخش دهانه‏ى شکمبه، از میان‏برنده‏ى دل‏آشوبى پس از خوراک است. خوش‏بوکننده نفس مى‏باشد. زیاده‏روى آن در ناشتا در جگر گرفتگى پدید مى‏آورد و آمیزه را تباه مى‏کند.

کبر:

گرم، گرفتگى‏آور در جگر است و بزرگ‏کننده‏ى سپرز و پایین‏آورنده‏ى اشتها و لیزکننده و افزاینده‏ى لیزابه‏ى شکمبه مى‏باشد.

پانید (فانید):

گرم، نرم‏کننده‏ى گلو و شکم و پیشآبدان و گرم‏کننده‏ى پیرامون گرده است.

عسل:

گرم است. به تندى به زردآب دگرگون مى‏شود. بیرون‏کننده‏ى و پاک کننده‏ى بلغم در سالمندان و کسانى که آمیزه‏ى سرد دارند مى‏باشد. در تابستان براى دارندگان آمیزه‏ى گرم ناسازگار است.

شکر:

نرم‏کننده‏ى گلو و شکم است. خیلى گرم‏کننده نیست.

ترنجبین (ترانگبین):

شکم را شل و گلو را نرم مى‏کند.

گیاهان خوش‏بو:

شاه سپرم (شاهسفرم)[12]: کمى به گرمازایى گرایش دارد، اگر روى آن گلاب بریزند خواب‏آور مى‏شود.

مرزنگوش‏[13]: گرم است. نرم‏کننده، گشاینده است. براى بیمارى‏هاى از سردى مغز سودمند است.

پودینه (نمام)[14]: گرم، نرم‏کننده است.

______________________________
(1). خرنوب شامى: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). طین الأکل: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(3). شاهسفرم: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(4). مرزنجوش: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(5). نمام: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 200

گل سرخ (ورد): سرد است، آرام‏کننده‏ى سردرد از گرمى و مستى است و برانگیزانده‏ى زکام و عطسه است.

بنفشه‏[15]: سرد است، خواب‏آور، آرام‏کننده‏ى سردردهاى از گرمى مى‏باشد.

آس‏[16]: سرد است، بندآورنده، نیروبخش اندام‏هاى سست شده است.

ترنج (اترج): پوست آن گرم، نرم‏کننده است. گوشت آن میانه است ولى سنگین و کندگوار مى‏باشد. ترش آن از میان‏برنده‏ى زردآب است.

چنار (دلب)[17]: دانه‏ى آن براى زهرها سودمندست.

لفّاح‏[18]: سرد است. سنگینى سر مى‏آورد. خواب‏آورست چنانچه خورده شود، دل‏آشوب‏کننده و بالاآورنده خواهد بود و چه‏بسا کشنده باشد.

نیلوفر[19]: سرد است، خواب‏آور، آرام‏کننده‏ى سردرد است.

بابونه (اقحوان)[20]: گرم، سنگین‏کننده‏ى سر و خواب‏آور است.

درمنه (شیح)[21]: گرم و خشک است براى گرفتگى‏هاى راه بینى خوب است.

یاسمین‏[22]: گرم است، نرم‏کننده‏ى نیکویى براى سردردى است که از سردى و بادهاى فشرده پدید آمده باشد و نیروبخش مغز است.

نسرین‏[23]: گرم است، نرم‏کننده براى تب‏داران و بزودى از میان‏برنده‏ى سردرد است.

نرجس‏[24]: گرم، نرم‏کننده است.

سوسن‏[25]: گرم، نرم‏کننده، سودمند براى مغز است.

______________________________
(1). بنفسج: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). آس: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(3). دلب: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(4). لفاح: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(5). نیلوفر: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(6). اقحوان: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(7). شیح: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(8). یاسمین: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(9). نسرین: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(10). نرجس: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(11). سوسن: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 201

فلنجمشک‏[26]: گرم است، براى تپش دل و ترس و لرزه (رعشه) خوب است.

بید (ورد الخلاف)[27]: سرد است، نیروبخش مغز و از میان‏برنده‏ى بخار گرم است.

همیشه بهار (خیرى)[28]: گرم، نرم‏کننده است، به ویژه زرد رنگ آن. و هرچه از گیاهان که به هنگام بوییدن آن احساس تندى و تیزى و برانگیختن شود، چون درمنه و پودنه نشان‏دهنده‏ى گرمى آنهاست و آنچه که از آنها احساس لذت و آرامش دل احساس گردد به مانند بید (ورد الخلاف) و نیلوفر و گل سرخ و همانند آنها نشانه‏ى سردى آنها مى‏باشد.

خوش‏بوکننده‏ها

مشک (مسک)[29]: گرم، خشک است، براى تب‏داران به تندى سردرد مى‏آورد. براى بیمارى‏هاى از سردى در سر سودمند است. براى دل‏آشوبى خوب و پایین افتادن نیرو خوب مى‏باشد.

عنبر[30]: گرم، نیروبخش مغز و دل است.

کافور[31]: سرد، نرم‏کننده سردردهاى از گرمى و بیمارى‏هاى از گرمى سر و بیمارى‏هاى همه‏ى تن سودمند است. بسیار بوییدنش بیدارى (نخوابیدن) مى‏آورد و اگر آشامیده شود گرده و خایه را سرد مى‏کند و آب مردانه را سفت‏[32] مى‏نماید و بیمارى‏هاى از سردى را در چنین جاهاى تن بجا مى‏گذارد.

چندن (صندل): سرد، خشک است، اگر آن را ببویند و یا بر تن بمالند براى بیمارى‏هاى از گرمى خوب است و چنانچه در گرمابه بر تن بمالند، خارش به جا مى‏گذارد.

______________________________
(1). فلنجشک: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). خلاف: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(3). خیرى: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(4). مسک: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(5). عنبر: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(6). کافور: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(7). جمد: متن-

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 202

آمله (سک‏[33]): گرم، خشک است. براى شکمبه خوب است، بوى بد عرق تن را مى‏برد.

عود[34]: گرم، خشک است، براى شکمبه‏ى نمور و لیز خوب است.

زعفران‏[35]: گرم، خشک است، براى شکمبه خوب نیست. پدیدآورنده‏ى دل‏آشوبى و سردردزا و سنگین‏کننده‏ى سر و خواب‏آورست.

آلبالوى تلخ (محلب)[36]: گرم، آرام‏کننده پى‏هایى است که در پى ضربه خوردن سفت شده‏اند.

گلاب: نرم‏کننده است، آرام‏کننده سردردهاى از گرمى و خمارى مستى و بیهوشى و رنجورى مى‏باشد. کاربرد بسیار آن، موها را سپید مى‏کند.

قرنفل‏[37]: گرم و خشک و نیروبخش شکمبه و دل و مغزست.

میعه‏[38]: گرم و سنگین‏کننده‏ى سر و خواب‏آورست.

ناخن پریان (اظفار الطیب)[39]: گرم و سنگین‏کننده‏ى سر و سردردزاست.

کست (قسط)[40]: گرم و خشک و اگر از راه بینى بخور داده شود براى سرماخوردگى، خوب است و گرفتگى‏ها را مى‏گشاید.

مشک زیر زمین (سعد)[41]: گرم، خشک است، براى بوى بد دهان و شکمبه نمور و لیز سازگار و خوب مى‏باشد

اشنان‏[42]: گرم، خشک است، پاک‏کننده و گشاینده‏ى گرفتگى‏ها است. گوشت اضافى را از میان مى‏برد.

______________________________
(1). سک: در کتاب «مفید العلوم» آمده، دارویى ترکیبى از مازو (عفص) و کشمش و یا آمله (أملج) و کشمش ساخته مى‏شود. در «معجم الوسیط» گونه‏اى از خوش‏بوکننده‏هاى ترکیب‏یافته از مشک و رامک یاد شده.

(2). عود: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(3). زعفران: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(4). محلب: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(5). قرنقل: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(6). میعه: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(7). اظفار الطیب: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(8). قسط: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(9). سعد: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(10). أشنان: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 203

بیشتر خوش‏بوکننده‏ها گرم‏اند مگر آن خوش‏بوکنندگانى که احساس شوند مانند احساسى که از گلاب و کافور و صندل به دست مى‏آید.

روغن‏ها:

روغن زیتون: گرم است و هرچه بیشتر گرم باشد بیشتر سک‏زننده و بادآورست.

سنگینى و سفتى و تباه شدن دیگر روغن‏ها را ندارد.

روغن حیوانى (سمن): بالاترین ارزش خوراکى را در میان همه‏ى روغن‏ها دارد و سنگین‏تر از دیگر روغن‏هاست.

روغن گردو: بسیار گرمازاست. نیروى آب‏کنندگى بسیار بالایى را دارد.

روغن نارگیل: گرم است و گرده را گرم مى‏کند.

روغن کرچک (خروع)[43]: گرم و پاک‏کننده‏ى پى‏ها از لیزى‏هایى است که در آنها گرفتار مى‏شوند.

روغن بادام: میانه است. براى سینه و شش و پیشآبدان و گرده خوب است. در فروروندگى کند است.

روغن ترب: گرم و نرم‏کننده و آب‏کننده است و براى درد گوش از هواى فشرده و سرما سودمند مى‏باشد.

روغن بان‏[44]: گرم و نرم‏کننده است.

روغن سوسن: گرم است، آرام و نرم‏کننده‏ى پى‏هاست، براى بیمارى‏هاى زهدان نیز سودمند است.

روغن نرگس: نیز این‏چنین است.

روغن بنفشه: سرد و خواب‏آور است.

روغن نیلوفر: نیرومندتر از بنفشه است.

روغن کدو: مانند آنهاست و نیز براى گرما و شب‏زنده‏دارى (بى‏خوابى) خوب است.

روغن گل سرخ: سرد است، براى سردرد و بیمارى‏هاى از گرمى در سر خوب است.

______________________________
(1). خروع: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). بان: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 204

همه روغن‏ها با از آنچه گرفته مى‏شود، نسبتى دارند.

روغن کست (قسط): گرم است و پى‏ها را گرم مى‏کند و براى کرختى و لرزه (رعشه) خوب است.

روغن سنبل‏[45]: گرم است. اگر روى شکمبه‏ى سرد مالیده شود براى آن خوب است.

روغن مصطکى: اگر بخشى از داروهاى مالیدنى روى شکمبه باشد، براى شکمبه‏ى سرد، نیکوست.

روغن آس: سرد است و نیروبخش موهاست.

روغن همیشه بهار (خیرى): گرم است و نرم‏کننده و آب‏کننده است به ویژه زرد رنگ آن.

روغن بلسان: بسیار گرم است، خردکننده‏ى سنگ و کمک‏کننده‏ى به باردار شدن است.

پوشاک:

هرگونه پوشاک هموار و درخشان کمترین گرمى را براى تن داراست و بهتر است که در تابستان پوشیده شود و همچنین پارچه با بافت نازک که کرک و پشم در آن نیست و درخشان هم نمى‏باشد بیشتر گرم مى‏کند و پوشاک زمستان است.

کتان: سردترین پوشاک بر تن است و کم‏ترین چسبندگى و وابستگى به تن را داراست، بنابراین جایگاه مناسبى براى شپش نیست.

پنبه: گرم‏تر از کتان و چسبندگى بیشترى به تن دارد.

ابریشم: گرم‏تر از کتان و سردتر از پنبه است، گوشت را پرورش مى‏دهد.

هر پوشاک زبر بیشتر تن را لاغر و پوست را سخت مى‏کند و ز آن‏سوى آن.

پشم و مو: گرم است، زبر، فرساینده‏ى تن است، به ویژه در تابستان پوشیده شود و نیز هر پوشاکى که از پشم شتر گرفته شود با همین ویژگى مى‏باشد.

کرک بز (مرعزى)[46]: بسیار گرم است. به تن مى‏چسبد و آن را بسیار گرم مى‏کند.

خز[47]: گرم‏کنندگى آن مانند این دو است جز آن که زبر نیست و پوست را آزار نمى‏دهد.

______________________________
(1). سنبل: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). مرعزى: کرک بز، مردم آن را به همین نام مى‏شناسند و آن پارچه‏اى است که از پشم بز بافته مى‏شود، درویشان براى پرهیزگارى و دورى از زیبایى‏هاى جهان آن را مى‏پوشیدند امروزه نیز گاهى و گروهى براى زیرانداز خواب آن را بکار مى‏برند.

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 205

پوست سنجاب: در میان پشم‏ها کم‏ترین گرمادهى را داراست.

پوست روباه: گرمازایى بیشتر دارد و براى تب‏داران مناسب نیست.

پوست سمور: از نظر گرمادهى پس از پوست روباه است.

پوست روباه خالدار (فنک)[48] و قاقم‏[49]: آخرى کم‏ترین گرمادهى را نسبت به پوست فنک دارد، سپس پوست حواصل (مرغى سپید) بیشترین گرمادهى را نسبت به قاقم داراست.

حواصل‏[50]: گرمایش میانه است با اینکه سبک است و براى تن میانه نیکوست.

دیگر پوشاک‏هاى پوستى و کرکى و پشم‏ها که نام نبردیم، همگى خشک‏اند و تنها براى تن زمخت و زبر سازگارند.

هوا و باد:

باد شمال: بادى که از سوى قطب شمال از جایگاه فرقدان‏[51] (ستاره قطبى یا دو برادران) و بنات- نعش‏[52] مى‏وزد سرد و خشک است. تن را سخت و نیرومند و سر و حسگرها را خشک مى‏کند. این از بهترین بادهاست و دورکننده‏ى گندیدگى‏ها مى‏باشد، جز آن که برانگیزاننده‏ى بیمارى‏هاى پدیدآمده در شش و گلو و سرماخوردگى و زکام مى‏باشد و بندآورنده‏ى شکم و پیشآب‏آور است.

باد جنوب: بادى که از سوى قطب جنوب از ناحیه ستاره‏ى سهیل‏[53] مى‏وزد، تن را شل و به حسگرها آسیب مى‏رساند. سردرد و آماس قرنیه‏[54] و نوبت‏هاى صرعى و تب‏هاى عفونى را برمى‏انگیزد، ولى گلو و سینه را زبر نمى‏کند و این باد بیشترین بیمارها را مى‏آورد. به ویژه اگر در تابستان و آخر بهار بوزد.

بادى که، از آغاز تابستان تا آغاز زمستان مى‏وزد و بادى که از پایان زمستانى تا پایان‏

______________________________
. خز: پارچه‏اى که از نخ ابریشمى و پشمى بافته مى‏شود

(2). فنک: ن. ک نمایه جانوران‏

(3). قاقم: ن. ک نمایه جانوران‏

(4). حواصل: ن. ک نمایه جانوران‏

(5). فرقد: ن. ک نمایه واژگان‏

(6). بنات نعش: ن. ک نمایه واژگان‏

(7). سهیل: ن. ک نمایه واژگان‏

(8)- رمد: ن. ک نمایه بیمارى‏ها، آماس قرنیه‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 206

تابستان مى‏وزد از نظر گرمى و سردى میانه هستند. بادى که از سوى خاور مى‏وزد بهتر و سالم‏ترست. فشرده‏ترین و بدترین آن‏ها بادهاى وزیده از سوى باختر مى‏باشد.

بهترین هوا: هواى صاف و لطیف که در آن بخارهاى فشرده و شرجى (ومد)[55] ایستاده و دم‏کرده نباشد بلکه هوایى باشد که با باد تازه و ارزشمند براى نفس کشیدن بوزد و با غروب کردن خورشید، به تندى سرد شود. هواى بد ز آن‏سوى آن است. هرچه هوا فشرده و گرم باشد، گویا مانند آن است که بر دل فشار مى‏آورد و نفس کشیدن را باز مى‏دارد.

هوایى که آکنده از بخار آب بسیار و فشرده که برخاسته از دریاچه‏ها و مردابى‏هایى که آب آن‏ها ایستاده و گندیده است، بوى بد را از این گندیدگى و ماندگى آب مى‏گیرند. و یا هوایى است که از یک جا ماندن و فشرده شدن بسیار گرم و داغ شده به گونه‏اى که باد نمى‏تواند آن را بوزاند. این‏گونه هوا، وبایى است و آن هوایى است در جاهاى مسکونى محصور میان کوه‏هاى سر به فلک کشیده و یا مرداب‏ها در پیرامون آن گرد آمده و فشرده شده و مانده است، به‏گونه‏اى که باد فراوان نیز نمى‏وزد.

شهرها:

بیشترین تفاوت شهرها از نظر آب و هوا، خط عرضى آنها مى‏باشد. شهرهاى شمالى سردتر و جنوبى گرم‏ترند. شهرهاى سردسیرى سالم‏تر و ساکنین آن تنومندتر و نیرومندتر و داراى گوارش بهتر و پوستى خوش‏رنگ‏تر و تنى نرم‏تر مى‏باشند. شهرهاى گرمسیرى ز آن‏سوى این ویژگى‏ها را دارند. شهرهایى که از سوى شمال کوه‏هایى آن را فراگرفته وزش باد در آنها کم بوده و از سودمندى‏هاى باد شمالى بى‏بهره‏اند. چنانچه وزش باد جنوب نیز همراه این مشکل گردد، آمیزه‏ى گرم نمور بوجود مى‏آید. آمیزه‏ى شهرهاى شمالى سرد خشک است و در آنها تب و گندیدگى کم خواهد بود.

بهترین شهرها و میانه‏ترین آنها شهرهایى است که رو به سوى خاور گشاده و از سوى باختر پوشیده باشند و بدترین شهرها ز آن‏سوى این ویژگى‏اند. شهرهایى که در بخش شمالى آنها دریا باشد شمالى مى‏باشند و شهرهایى که در بخش شمالى آنها کوه‏

______________________________
(1). ومد: ن. ک نمایه واژگان‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 207

باشد و روى آنها به سوى جنوب باز شود، جنوبى مى‏باشند. شهرهایى که کوه‏ها از هر سو آنها را فراگرفته یا در جایى پست باشند، هواى شرجى دارند. شهرى که بر بلندى قرار گرفته که وزش باد در آن فراوان است، شهرى فراخ و گسترده است و هوایش خوب است. شهرى که پرآب و درخت باشد نمورى و شرجى بیشترى دارد.

سرزمین بى‏گل و گیاه و کم‏آب خشک است، چنانچه سنگلاخى (صخره‏اى) باشد خشک‏تر. زمینى که گل گرم دارد، میانه در نمناکى و خشکى مى‏باشد و آن که گلى سیاه و بدبو و گندابى (حمایى)[56] دارد، داراى هوایى پلشت و عفونى است. خاک شوره‏زار (سبخه)[57] اگر به همراه آن هوایى گرم داشته باشد، هوایى بدتر دارد و چنانچه بجاى آن، هواى آن سرزمین سرد باشد، بدى کمترى را داراست.

شهرهاى گرم، رنگ پوست را زرد و سیاه مى‏کند و گوشت و خون را مى‏کاهد و تن را مى‏فرساید و نیرو را از میان مى‏برد، ولى شهرهاى سردسیرى ز آن‏سوى آنها مى‏باشند.

شهرهاى نمناک موها را بلند و تن را نرم و شاداب و اعصاب را آرام مى‏نماید، شهرهاى خشک ز آن‏سوى این ویژگى‏ها را دارند.

ارزش خوراکى مرباها[58] (پرورده‏ها):

گل انگبین (جلنجبین عسلى)[59]:

براى شکمبه‏اى که داراى نمورى و باد است، در صورتى که خوب جویده شود و با آن آب گرم نوشیده شود نیکوست. خوب نیست کسى که گرمى و برافروختگى دارد به ویژه در چله‏ى تابستان آن را بخورد چون گرم کننده و تشنگى‏آورست. چنانچه براى بیمارى که پیش از این یاد کردیم نیاز شود بایسته است که بجاى آن شربت سکنجبین شکرى نوشیده شود.

مرباى بنفشه:

گلو را نرم و سرفه را از میان مى‏برد، شکم را شل مى‏کند جز اینکه شکمبه را سست و اشتها را فرومى‏اندازد.

______________________________
(1). حمایى: ن. ک نمایه واژگان‏

(2). سیخه: ن. ک نمایه واژگان‏

(3). مربى: ن. ک «نمایه خوراکیها

(4). جلنجبین: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

المنصوری فی الطب (ترجمه)، ص: 208

مرباى هلیله‏ى‏[60] سیاه:

شکمبه را نیرومند و پاک مى‏نماید و بطور کامل مى‏چلاند و نمورى‏هاى بجامانده از خوراک پیشین را مى‏گیرد. چنانچه پیوسته خورده شود، رنگ را زیبا و پیرى را دورتر مى‏کند.

مرباى اطریفل کوچک (آمله، هلیله، بلیله):

در کارکردهاى گفته‏ى شده پیشین نیرومندترست، جز اینکه آب مردانه را مى‏کاهد.

مرباى زنجبیل‏[61]:

بسیار گرم است و شکمبه و جگر را گرم مى‏کند و کمک‏کننده در فروبردن خوراک مى‏باشد و برانگیزاننده‏ى نیروى جنسى است.

مرباى شقاقل‏[62]:

سنگین است و اشتها را فرومى‏اندازد. چنانچه پیوسته خورده شود آب مردانه را مى‏افزاید.

مرباى فلفل و مرباى شکوفه و بهار فلفل:

مانند زنجبیل‏ست.

دیگر مرباها تنها براى خوشایندى آن در خوردن، به کار مى‏برند و نه چیز دیگر.

داروهایى که بسیار بکار مى‏روند:

اسارون‏[63] (سنبل رومى):

گرم و خشک است و براى گرفتگى جگر سودمند است پیشآب‏آور و براى بیمارى استسقاء لحمى خوب است.

إذخر[64] (کوم):

گرم و خشک است. اگر آن را به‏گونه‏ى دارویى مالیدنى بکار برند، براى آماس سخت شکمبه و جگر خوب است.

اشنان (شنه)[65]:

گرمى اندک دارد و از بالا آوردن جلوگیرى مى‏کند و شکمبه را نیرو مى‏بخشد.

إثمد[66] (سرمه):

سرد و خشک، نیروبخش چشم و نگهبان تندرستى آن است و اگر آن را بخود برگیرند از روانى خون ماهانه مى‏کاهد.

______________________________
(1). هلیلج: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(2). زنجبیل: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(3). شقاقل: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(4). أسارون: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(5). آذخر: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(6). اشنه: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

(7). أثمد: ن. ک نمایه داروهاى تکى‏

 

 



[1] ( 4). لثق: ن. ک نمایه واژگان

[2] ( 1). جیمز: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[3] ( 2). در همه‏ى دست‏نوشته‏ها« صیفى» آمده و من هیچ‏گونه وابستگى میان واژه‏ى« چینى» با« گلابى» را با این دورى راه دیار چین از سرزمین ما نمى‏بینم، این واژه‏ى« صیفى» را مناسب‏تر یافتم. گلابى در عراق با نام« عرموط» و در سرزمین سوریه با نام« اجاص» آمده است دو گونه تابستانى و زمستانى دارد. م.

[4] ( 1). هیضه: گذشتگان شکمروش سخت به همراه دل‏پیچه را« هیضه» مى‏نامیدند. نام شکمروش میکروبى وبا از آن ریشه مى‏گیرد.

[5] ( 1). حبه الخضراء: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[6] ( 2). حب السمنه: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[7] ( 3). شهدانق: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[8] ( 4). غبیرا: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[9] ( 5). عناب: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[10] ( 1). خرنوب شامى: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[11] ( 2). طین الأکل: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[12] ( 3). شاهسفرم: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[13] ( 4). مرزنجوش: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[14] ( 5). نمام: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[15] ( 1). بنفسج: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[16] ( 2). آس: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[17] ( 3). دلب: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[18] ( 4). لفاح: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[19] ( 5). نیلوفر: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[20] ( 6). اقحوان: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[21] ( 7). شیح: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[22] ( 8). یاسمین: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[23] ( 9). نسرین: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[24] ( 10). نرجس: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[25] ( 11). سوسن: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[26] ( 1). فلنجشک: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[27] ( 2). خلاف: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[28] ( 3). خیرى: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[29] ( 4). مسک: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[30] ( 5). عنبر: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[31] ( 6). کافور: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[32] ( 7). جمد: متن-

[33] ( 1). سک: در کتاب« مفید العلوم» آمده، دارویى ترکیبى از مازو( عفص) و کشمش و یا آمله( أملج) و کشمش ساخته مى‏شود. در« معجم الوسیط» گونه‏اى از خوش‏بوکننده‏هاى ترکیب‏یافته از مشک و رامک یاد شده.

[34] ( 2). عود: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[35] ( 3). زعفران: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[36] ( 4). محلب: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[37] ( 5). قرنقل: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[38] ( 6). میعه: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[39] ( 7). اظفار الطیب: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[40] ( 8). قسط: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[41] ( 9). سعد: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[42] ( 10). أشنان: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[43] ( 1). خروع: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[44] ( 2). بان: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[45] ( 1). سنبل: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[46] ( 2). مرعزى: کرک بز، مردم آن را به همین نام مى‏شناسند و آن پارچه‏اى است که از پشم بز بافته مى‏شود، درویشان براى پرهیزگارى و دورى از زیبایى‏هاى جهان آن را مى‏پوشیدند امروزه نیز گاهى و گروهى براى زیرانداز خواب آن را بکار مى‏برند.

[47] ( 1). سنبل: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[48] ( 2). فنک: ن. ک نمایه جانوران

[49] ( 3). قاقم: ن. ک نمایه جانوران

[50] ( 4). حواصل: ن. ک نمایه جانوران

[51] ( 5). فرقد: ن. ک نمایه واژگان

[52] ( 6). بنات نعش: ن. ک نمایه واژگان

[53] ( 7). سهیل: ن. ک نمایه واژگان

[54] ( 8)- رمد: ن. ک نمایه بیمارى‏ها، آماس قرنیه

[55] ( 1). ومد: ن. ک نمایه واژگان

[56] ( 1). حمایى: ن. ک نمایه واژگان

[57] ( 2). سیخه: ن. ک نمایه واژگان

[58] ( 3). مربى: ن. ک« نمایه خوراکیها

[59] ( 4). جلنجبین: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[60] ( 1). هلیلج: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[61] ( 2). زنجبیل: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[62] ( 3). شقاقل: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[63] ( 4). أسارون: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[64] ( 5). آذخر: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[65] ( 6). اشنه: ن. ک نمایه داروهاى تکى

[66] ( 7). أثمد: ن. ک نمایه داروهاى تکى



طب الرضا

(طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 95

[در باره غذا]

زمین پاکیزه‏

و اعلم ان الجسد بمنزلة الارض الطیبة متى تعوهدت بالعمارة و السقى من حیث لا یزداد فی الماء فتغرق و لا ینقص منه فتعطش دامت عمارتها و کثر ربعها و زکى زرعها و ان تغوفل عنها فسدت و لم ینبت فیها العشب.

بدان که بدن آدمیزاد بمنزله زمین پاکیزه‏ایست اگر هنگامى که خواستى بعمارت و آبیاریش بپردازى اعتدال را رعایت کردى نه آنقدر آب دادى که غرق شود و تبدیل بیک باطلاق و یک پارچه لجن گردد و نه آن اندازه دریغ کردى که تشنه و خشک بماند این چنین زمینى همیشه آباد و معمور خواهد بود، حاصلش فراوان و بهره‏اش پاکیزه است ولى اگر در باره آن غفلت شود تباه میگردد و دیگر سبزه‏اى در آن نخواهد روئید.



--------------------------

از چه پرهیز کنیم؟

و یتقى فیه اکل البصل و الثوم و الحامض.

در فصل بهار باید از خوردن پیاز و سیر و ترشى پرهیز کرد.

ظاهرا مقصود از کلمه حامض مطلق ترشى نیست بلکه مراد سرکه است زیرا ترشیهاى دیگر بمقدارى که قابل توجه باشد در دسترس مردم آن عصر نبوده علاوه اطلاقات عبارات عربى این حدس را تقویت میکند مع ذلک ممکن است مراد مطلق ترشیها باشد با توجه باینکه میوه‏هاى اول فصل بهار غالبا کال و نارس و تلخ و ترش میباشد اثبات زیان مصرف آنها محتاج بدلایل زیاد نیست.

در این فصل از خوردن بیشتر ترشیها باید پرهیز کرد زیرا خوردن سرکه خصوص میوه‏هاى نارس قلب را ضعیف میگرداند و خون را رقیق کرده بهیجان مى‏آورد از طرفى مقتضاى فصل بهار نیز آنست که خون زیاد شود و بهیجان بیاید و معلوم است که ضعف دستگاه قلب و هیجان خون با هم مناسبتى ندارند بسا موجبات سکته قلبى را فراهم خواهد آورد. در فصل بهار پیاز و سیر نیز نباید خورد زیرا از جمله خواص این دو میوه گیاهى آنست که فشار خون را پائین مى‏آورد و معلومست که با هیجان خون بهیچ وجه صلاحیت ندارد.

از خواص دیگر سیر و پیاز آنست که هر دو منوم هستند و خواب را زیاد میکنند و اقتضاى فصل بهار و هواى آن نیز همین است بنا بر این مصرف این دو میوه خواب را بیشتر از حد لزوم زیاد کرده و موجب‏

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 125

بى‏نظمى و اختلال میگردد.

از خواص دیگر این دو، تحریک قوه باه و شهوت است. این خاصیت در خود فصل و جنبش خون نیز هست و با خوردن سیر و پیاز زیادتر از حد صلاح غریزه جنسى بجنبش مى‏آید دیگر آنکه سیر و پیاز بلغم را کم مى‏کند و خود فصل نیز مقتضى کم شدن بلغم است.

بنا بر این خوردن آن اخلاط اربعه را بیش از حد کاهش داده و بدن را آماده بیماریها میگرداند.


دسته ها :
X